اقسام شعر فارسی
دوستان عزیز برای تشخیص اقسام شعر فارسی از یکدیگر توضیحی مختصر ارائه می دهیم که در صورت تمایل در پستهای بعدی ادامه آنها را اعم از مثنوی, رباعی, قطعه, مسمط, مستزاد, ترجیع بند و... می توانید ملاحظه کنید.
قصیده:
نوعی کلام منظوم است که بیش از هفده بیت دارد.موضوع قصیده عبارت است از مدح, هجو, موعظه, شکایت از روزگار, وصف مجالس بزم و رزم, منظره ها, قصرها, راهها و همانند اینها.
ابیات آغازین قصیده را مطلع گویند و در قصیده های دراز ممکن است شاعر مطلع دیگری بیاورد که آن را تجدید مطلع نامند.
ساختمان قصیده چنان است که مصراع اول بیت نخست با مصراع دوم همان بیت و مصراعهای ِ دوم سایر ابیات دارای یک قافیه است.
بیشتر شاعران مدیحه سرا در آغاز قصیده چند بیتی درباره ی موضوعهای گوناگون از جمله:طلوع و غروب خورشید, وصف بهار, خزان, یک شب پر ستاره, حرکت کاروان و غیر اینها می سرایند و سپس به مدح سلطان یا امیر یا وزیر می پردازند.این چند بیت نخستین را که ربطی به مدح ندارد تغزل (شعر عاشقانه گفتن) یا تشبیب (یاد روزگار جوانی کردن) نامند.
متوسط تعداد ابیات قصیده چهل تا پنجاه بیت است و دراز ترین آنها به حدودسیصد بیت می رسد.سرودن قصاید متین,استوار و پر معنی در حدود شاعران بزرگ است که با استخدام کلمات مناسب و قرار دادن سخن در حد عالی, استعداد خود را آشکار می سازند.
فرخی سیستانی, عنصری بلخی, منوچهری دامغانی, مسعود سعد سلمان لاهوری, جمال الدین اصفهانی, خاقانی شروانی و بسیار شاعران دیگر از قصیده سرایان مشهور بشمارند.
قصیده دیوان مداین ازخاقانی
هان،ای دل عبرت بین ازدیده عبرکن ،هان ایوان مداین راآینیه ی عبرت دان
یک ره زلب دجله منزل به مداین کن وزدیده دوم دجله برخاک مداین ران
خوددجله چنان گریدصددجله ی خون ،گویی کزگرمی خونابش آتش چکدازمژگان
ازآتش حسرت بین بریان جگردجله خودآب شیندستی کاتش کندش بریان
تاسلسله ی ایوان بگسست مداین را درسلسله شددجله ،چون سلسله شدپیچان
مابارگه دادیم ،این رفت ستم برما برقصرستمکاران گویی چه رسدخذلان
بردیده ی من خندی کاینجازچه می گرید گویندبرآن دیده کاینجانشودگریان
این هست همان ایوان کزنقش رخ مردم خاک دراوبودی دیوارنگارستان ...
غزل:
یکی دیگر از انواع مهم شعر فارسی غزل است که بین شانزده بیت و در مواردی تا بیش از بیست بیت دارد که تمام ابیات بر یک وزن و قافیه اند.ساختمان غزل همانند قصیده است, بدین معنی که مصراع اول بیت اول با مصراع دوم همان بیت و مصراعهای دوم سایر ابیات هم قافیه است.
موضوع غزل بر خلاف قصیده که به مدح و هجو و پند اختصاص یافته است, در خدمت امیال و خواسته های خود شاعر قرار دارد و از عشق و آرزو وشکایت از یار و امثال اینها.
منظور از عشق در تغزلات, عشق صوری و زمینی ,و در غزلیات عرفانی که عالیترین تجلیات عاشقانه و ربانی در شعر فارسی است, عشق الهی و آسمانی است.
نخستین بیت غزل را مطلع می گویند و آخرین بیت آن را که اغلب همراه با ذکر تخلص شاعر است,مقطع می نامند.
رودکی سمرقندی, کمال الدین اصفهانی, سعدی و حافظ شیرازی, فخر الدین عراقی, مولوی بلخی, و دیگران را غزلیات نغز و زیبا است و اغلب در حد شاهکارهای آثار منظوم ایران حتی تمام جهان قرار دارد.
از میان غزل پردازان دوران معاصر:
ملک الشعرا بهار, رهی معیری, امیری فیروزکوهی,محمد حسین شهریار, سیمین بهبهانی, هوشنگ ابتهاج و بسیار کسان دیگر را نام برد.
غزلی از سعدی
هر شب اندیشه ی دیگر کنم ورای دگر که من از دست تو فردا بروم جای دگر
بامدادان چو برون می نهم از منزل پای حسن عهدم نگذارد که نهم پای دگر
هر کسی را سر یاری و تمنای کسی است ما بغیر از تو نداریم تمنای دگر
زانکه هرگز به جمال تو در آیینه ی وهم متصور نشود صورت و بالای دگر
وامقی بود که دیوانه ی عذرایی بود منم امروز و تویی وامق و عذرای دگر
بامدادان به تماشای چمن بیرون آی تا فراغ از تو نماند به تماشای دگر
هر صباحی غمی از دور زمان پیش آید گویم این نیز نهم بر سر غمهای دگر
باز گویم نه,که دوران حیات این همه نیست سعدی,امروز تحمل کن و فردای دگر
از رهی معیری
نه دل مفتون دلبندی,نه جان مدهوش دلخواهی
نه بر مژگان من اشکی,نه بر لبهای من آهی
نه جان بی نصیبم را پیامی از دلارامی
نه شام بی فروغم را نشانی از سحر گاهی
نیابد محفلم گرمی,نه از شمعی نه از جمعی
ندارد خاطرم الفت نه با مهری نه با ماهی
به دیدار اجل باشد اگر شادی کنم روزی
به بخت واژگون باشد اگر خندان شوم گاهی
کیم من؟آرزو گم کرده یی تنها و سرگردان
نه آرامی نه امیدی نه همدردی نه همراهی
گهی افتان و خیزان چون غباری در بیابانی
گهی خاموش و حیران چون نگاهی بر نظر گاهی
رهی,تا چند سوزم در دل شبها چو کوکبها؟
به اقبال شرر نازم که دارد عمر کوتاهی
پی نوشت:
نوشتن ادامه مطلب مستلزم نظرات سازنده و همچنين استقبال شما دوستان ميباشد.
ایام به کام.