شب قدر

 به نام خداوند رحمان و رحيم.ما اين قرآن عظيم الشان را(كه رحمت واسع و حكمت جامع است) در شب قدر نازل كرديم(1). و تو چه مى‏دانى شب قدر چيست؟(2). شب قدر(در مقام و مرتبه)از هزار ماه بهتر و بالاتر است(3). در اين شب فرشتگان و روح(يعنى جبرئيل)به اذن خدا از هر فرمان(و دستور الهى و سرنوشت‏خلق)نازل مى‏شوند(4).اين شب رحمت و سلامت و تهنيت است تا صبحگاه(5).

(ترجمه سوره قدر)

 

فضيل، زراره و محمد بن مسلم از حمران روايت كرده كه از امام باقر(ع)از معناى آيه"انا انزلناه فى ليلة مباركة"سؤال كرد، فرمود بله شب قدر كه همه‏ساله در ماه رمضان در دهه آخرش تجديد مى‏شود شبى است كه قرآن جز در آن شب نازل نشده، و آن شبى است كه خداى تعالى در باره‏اش فرموده: "فيها يفرق كل امر حكيم".

آنگاه فرمود: در آن شب هر حادثه‏اى كه بايد در طول آن سال واقع گردد تقدير مى‏شود، چه خير و چه شر، چه طاعت و چه معصيت، و چه فرزندى كه قرار است متولد شود، و يا اجلى كه بنا است فرا رسد، و يا رزقى كه قرار است(تنگ و يا وسيع)برسد، پس آنچه در اين شب مقدر شود، و قضايش رانده شود قضايى است‏حتمى، ولى در عين حال مشيت‏خداى تعالى در آنها محفوظ است(و خدا با حتمى كردن مقدرات، العياذ بالله به دست‏خود دست‏بند نمى‏زند).

حمران مى‏گويد: پرسيدم منظور خداى تعالى از اينكه فرمود"شب قدر بهتر است از هزار شب"چيست؟ فرمود عمل صالح از نماز و زكات و انواع خيرات در آن شب بهتر است از همان اعمال در هزار ماهى كه در آن شب قدر نباشد، و اگر خداى تعالى جزاى اعمال خير مؤمنين را مضاعف نمى‏كرد، مؤمنين بجايى نمى‏رسيدند، ولى خدا پاداش حسنات ايشان را مضاعف مى‏كند

 فروع كافى، ج 4، ص 157، ح 4.

 

به پيامبر(ص) گفته شد: اگر شب قدر را دريابم از خدا چه چيزى را مسئلت كنم؟ فرمود: «عافيت را».

 

حضرت موسي در مناجات با خداوند :

 خداوندا! مى‏خواهم به تو نزديك شوم، فرمود: قرب من از آن كسى است كه شب قدر بيدار شود، گفت: خداوندا! رحمتت را مى‏خواهم، فرمود: رحمتم از آن كسى است كه در شب قدر به مسكينان رحمت كند: گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو مى‏خواهم فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر صدقه‏اى بدهد. گفت‏خداوندا! از درختان بهشت و از ميوه‏هايش مى‏خواهم، فرمود: آنها از آن كسى است كه در شب قدر تسبيحش را انجام دهد گفت: خداوندا! رهايى از جهنم را مى‏خواهم، فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر استغفار كند: گفت‏خداوندا خشنودى تو را مى‏خواهم، فرمود: خشنودى من از آن كسى است كه در شب قدر دو ركعت نماز بگذارد.

ميخوام بهش بگم


وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشی" صدا می کرد .به موهای مواج و زيبای اون خيره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به اين مساله نميکرد .آخر کلاس پيش من اومد و جزوه جلسه پيش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت :"متشکرم "و گونه من رو بوسيد .
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نميدونم .
--------------------------------------------------------------------------------
تلفن زنگ زد .خودش بود . گريه می کرد. دوست پسرش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پيشش. نميخواست تنها باشه. من هم اينکار رو کردم. وقتی کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو ميکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت ديدن فيلم و خوردن 3 بسته چيپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت : "متشکرم " و گونه من رو بوسيد .
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نميدونم .
--------------------------------------------------------------------------------
روز قبل از جشن دانشگاه پيش من اومد. گفت : "قرارم بهم خورده ، اون نميخواد با من بياد" .من با کسی قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بوديم که اگه زمانی هيچکدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتيم با هم ديگه باشيم ، درست مثل يه "خواهر و برادر" . ما هم با هم به جشن رفتيم. جشن به پايان رسيد . من پشت سر اون ، کنار در خروجی ، ايستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زيبا و اون چشمان همچون کريستالش بود. آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمی کرد و من اين رو ميدونستم ، به من گفت :"متشکرم ، شب خيلی خوبی داشتيم " ، و گونه منو بوسيد .
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نميدونم .
--------------------------------------------------------------------------------
يه روز گذشت ، سپس يک هفته ، يک سال ... قبل از اينکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصيلی فرا رسيد ، من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگيره. ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهی نمی کرد ، و من اينو ميدونستم ، قبل از اينکه کسی خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصيلی ، با گريه منو در آغوش گرفت و سرش رو روی شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترين داداشی دنيا هستی ، متشکرم و گونه منو بوسيد .
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نميدونم .
--------------------------------------------------------------------------------
نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، توی کليسا ، اون دختره حالا داره ازدواج ميکنه ، من ديدم که "بله" رو گفت و وارد زندگی جديدی شد. با مرد ديگه ای ازدواج کرد. من ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اينطوری فکر نمی کرد و من اينو ميدونستم ، اما قبل از اينکه از کليسا بره رو به من کرد و گفت " تو اومدی ؟ متشکرم"
ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نميدونم .
--------------------------------------------------------------------------------
سالهای خيلی زيادی گذشت . به تابوتی نگاه ميکنم که دختری که من رو داداشی خودش ميدونست توی اون خوابيده ، فقط دوستان دوران تحصيلش دور تابوت هستند ، يه نفر داره دفتر خاطراتش رو ميخونه ، دختری که در دوران تحصيل اون رو نوشته. اين چيزی هست که اون نوشته بود :" تمام توجهم به اون بود. آرزو ميکردم که عشقش برای من باشه. اما اون توجهی به اين موضوع نداشت و من اينو ميدونستم. من ميخواستم بهش بگم ، ميخواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من يه داداشی باشه. من عاشقش هستم. اما .... من خجالتی ام ... نيمدونم ... هميشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره.

ای کاش اين کار رو کرده بودم ................. با خودم فکر می کردم و گريه !اگه همديگرو دوست داريد ، به هم بگيد ، خجالت نکشيد ، عشق رو از هم دريغ نکنيد ، خودتونو پشت القاب و اسامی مخفی نکنيد ، منتظر طرف مقابل نباشيد، شايد اون از شما خجالتی تر و عاشق تر باشه.

نظرررررررررررررررررررررررر

اگه گفتيد چرا نظر نميديد  خوبه

حداقل بيايد بگيد چرا نظر نميديد ؟؟؟؟

روزه نمازهاي همتون قبول و ما رو هم دعا كنيد

ويروس مجيك پي اس (Magic Ps) و طريقه حذف آن

اين روزها جو چت كردن بين كودكان و  جوونها و ميانسالها و پيرها و پسر ها و دختر ها و همه و همه زياد شده و به جاش از اون طرف هم بازار ويروس ها و آيدي هك كردن هم گرم شده كه ميشه از معروف ترين برنامه هك آيدي  به مجيك پي اس(Magic Ps) كه يك پسوورد سندر هست و كارش شناسايي پسوورد يك آيدي و فرستادن پسوورد آيدي براي فرستانده ويروس مي باشد كه اونهم فقط از طريق ارسال فايل (مثل عكس تو چت)و اجرا كردن  اون فايل توسط قرباني ميباشد و اگر سيستم ما به اين ويروس آلوده باشه وقتي كه آيدي باز بشه تو يك لحظه خيلي كم يه پنجره پي ام باز و بسته ميشه كه پسوورد آيدي ما رو براي هكر (البته اسم هكر براي كسي كه اين كار رو كرده خيلي زياده و اون شخص هكر نيست بلكه از يه نرم افزاري براي پيدا كردن پسوورد آيدي ما و به جهت اعتماد و اغفال كردن ما استفاده كرده)ميفرسته البته  فقط براي مجيك پي اس صفحه پي ام باز و بسته ميشه و در صورت آلوده شدن سيستم ما به اين ويروس از چند طريق ميشه اين ويروس رو از بين برد .

1- از طريق ويروس ياب : اگه ما يه ويروس ياب به روز و قوي روي سيستم نصب داشته باشيم در همون لحظه اول ويروس رو ميشناسه و نميذاره كه اون فايل روي سيستم اجرا بشه كه من ميميرم براي ويروس ياب Kaspersky Lab كه خيلي توپه و راحت هم آپديت و به روز ميشه .

2- از طريق remover ها ميشه اين ويروس رو حذف كرد و اگه احيانا كسي خواست بگه تا فايلش رو براي دانلود و يا ارسال به ايميلش براش بذارم

3- به صورت دستي و خودمونيم بدون چك و چونه بريم حذفش كنيم كه اصل موضوع همينه و البته از داشتن يه ويروس ياب خوب هرگز غافل نشيد .

براي حذف ويروس مجيك به صورت دستي بايد ابتدا از منوي start گزينه Run رو انتخاب ميكنيم

سپس در كادر Run تايپ مي كنيم regedit وok رو مي زنيم تا پنجره رجيستري براي ما باز بشه  بعد از باز شدن پنجره Registry Editor به زير شاخه هاي زير ميرويم

HKEY_CURRENT_USER==>Software==>Microsoft==>Windows==>CurrentVersion==>Run

و همچنين كليد:

HKEY_CURRENT_MACHIN==>Software==>Microsoft==>Windows==>CurrentVersion==>Run

و بايد تو اين دو تا كليد در رجيستري به دنبال متغير svchost يا SVCHOST بگرديد و اگر وجود داشت معلومه كه سيستم شما به ويروس Magic PS مبتلاست و بايد اونارو حذف كنيد و سيستمتون رو دوباره راه اندازي كنيد  و در اولين فرصت كه به اينترنت وصل شديد حتما بريد و پسوورد آيديتون رو عوض كنيد .

 

ويروس چت

مراحل رشد و نمو و زندگي چت در انسان(پسران)

چت معمولاً با اين شروع ميشه که شخص ميبينه دوستاش ميگن تو چت دختر تور ميکنيم !اين جناب رو جو ميگيره و مودم مي خره.اين تولد ويروس چت در بدن انسانه.خلاصه جناب اولين چيزي که ميريزه تو هاردش ياهو مسنجره!يارو شروع ميکنه به چت کردن و معمولاً اولش ضد حال مي خوره.چون سرعت تايپش پايينه.يواش يواش سرعت تايپ بعضي چيزا مثل salam/asl plz بالا ميره و از چت کردن خوشش مياد.تو اين مرحله کارش ميشه رفتن به رومها و pm دادن به همهء دختراي روم و معمولاً salam/asl plzميشه اولين چيزي که تو pmهاش پيدا ميکني!(از اين IDها 80% پسرن)مرحلهء بعدي رفتن تو روم اصليه که از اونجا چت ميکنن و از اونجا خوششون مياد و در ادامهء همين مرحله talk گرفتن خوراکش ميشه و شروع ميکنه به کل کل به پسرا و دعوا سر دخترا!!!در پايان اين مرحله شخص احساس ميکنه که talk گرفتن زياد حال نميده و براي ارضاي خودش ميره سراغ يه کار توپ که بتونه باهاش حسابي حال کنه.تو اين مرحله،اول يه IDدختر ميسازه و ميره با پسرا چت کنه.تو اين مرحله از اينکه تا وارد يه روم ميشن و همه بهشون pm ميدن لذت ميبرن و ميگن:اي بابا سرمون شلوغ شدااااااااااااااا.تو اين مرحله سرعت تايپشون عالي ميشه. يه مدت ديگه ميگذره ميبينه بابا اينم مال نشد.شروع ميکنه با IDدختر،با دخترا رفيق شدن.که آخرشم همين که به دخترا ميگه من پسرم يا فحش ميدن و ignore ميکنن يا هم که ميگن بهتر!!!پس از مدتي IDدختر رو رها ميکنن و ميرن سراغ IDقبلي خودشون.تو اين مرحله،اگه يه نگا به ليست دوستاشون بندازي ميبيني که نصفشون کساني هستند که جناب رو با اسم مستعار ميشناسن و فکر ميکنن که حاجيمون مايه دارترين پسر دنياست و نصف ديگه اونايي هستن که حاج آقا رو کامل کامل ميشناسن.واسه همين خاطر ليست Add Friendرو به دو قسمت اونايي که ميشناسنش و نميشناسن تقسيم ميکنه.مرحله بعدي اونه که حاجي جون از روم زده ميشه و فقطAdd Friendخودشو حفظ ميکنه و ديگه حال و حوصلهء pmدادن به خانوماي روم رو نداره.تو اين مرحله فقط دنبال IDدخترايي که ميشناسه ميگرده و Add ميکنه و بلافاصله معرفي ميکنه.مرحلهء بعدي خطرناکترين مرحلهء چته که براي بعضيا طولاني مدت و براي بعضيا که زود تموم ميشه ،سه ماه بيشتر طول نميکشه.تو اين مرحله همه بسيار معتاد چت شدن و بد جوري از لحاظ روانشناسي ضربه ميخورن و به طور کامل تضعيف روحيه ميشن.اين مرحله که من اسمشو سنگي شدن گذاشتم،مرحله ايه که طرف بدون دليل online ميشه و مي خواد offline messageبخونه،در حالي که يک دقيقه پيش چک کرده بود!تو اين مرحله وقتي يارو online ميشه،خودشم نميدونه واسه چي online شده.خودتم حس ميکني که از جنس سنگ شدي و عاطفه حاليت نميشه.امان از دست اين مرحله که با افکار همه بازي ميکنه تا جايي که شبا خوابAddFriendتو ميبيني!چون تو چت به راحتي خالي ميبستي،حالا هم راحت به بابا مامان دروغ ميگي!تو اين مرحله انگار که همش منتظر پيغام کسي هستي و همش ميري ببيني که پيغام گذاشته يا نه و اگه نذاشته بود از دستشون الکي دلخور ميشي!تو اين مرحله که باشي،از هر چيزي مهمتر،چت کردنت ميشه و بيشتر به بقيه پرخاش ميکني.يه هو چشات رو باز ميکني ميبيني افت تحصيلي پيدا کردي. نميتوني ونميدوني چطور جبرانش کني.بعضيا تو اين مرحله اينقدر online ميشن که دوستاش بهش ميگن YahooHelper،يارو هم حال ميکنه!اين مرحله معمولاً با کمبود پول براي پرداخت قبض تلفن و پول Account تموم ميشه.آخر ترک کردنشم معمولاً تو کافي نته که هفته اي دوسه بار بيشتر online نميشه و OfflineMessageميخونه.توي ترک اين مرحله است که يه چيزايي راجع به بوت و هک و کرک و اين جور چيزا به گوشش ميخوره و واسش جالب ميشه.پس دوباره پاشو ميذاره تو چت و اينترنت.اولش که داره ياد ميگيره،هر جا ميره ميگه:من هک ميکنم و از اين جور حرفا.در صورتي که تازه داره ياد ميگيره.ميزان online شدن تو اين مرحله،متوسطه.يعني نه کم و نه زياد.اين مرحله اينقدر واسشون شگفت آور و هيجان انگيزه که تا آخر هک پيش ميرن و وقتي هم که خوره هک شدن،ميبينن که اگه جايي نمي گفتن ما هک بلديم بيشتر به نفعشون بود.اين جور آدما معمولاً روزي نيم ساعت online ميشن و هر دفعه با هزاران pm روبرو ميشن.!!!

ولي خداييش يك كم فكر كنيم ببينيم همينجوري نيست؟؟؟؟؟

ادامه نوشته

زنــدگــي

13 نکته براي زندگي

دوستت دارم ؛ نه به خاطر شخصيت تو ؛ بلکه به خاطر شخصيتي که در هنگام با تو بودن پيدا مي کنم .

هيچکس لياقت اشک هاي تورا ندارد و کسي که چنين ارزشي داشته باشد باعث اشک ريختن تو نمي شود .

اگر کسي تو را آنطور که مي خواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست که تورا با تمام وجودش دوست ندارد

دوست واقعي کسي است که دست هاي تورا بگيرد ولي قلب تورا لمس کند .

بدترين شکل دلتنگي براي کسي آن است که در کنار او باشي و بداني هرگز به او نخواهي رسيد .

هرگز لبخند را ترک مکن ، حتي هنگامي که ناراحتي ، چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود .

تو ممکن است در دنيا فقط يکنفر باشي ، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي .

هرگز وقتت را براي کسي که حاظر نيست وقتش را با تو بگذراند ، نگذ ران .

شايد خدا خواسته است که ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را ، به اين ترتيب وقتي اورا يافتي بهتر مي تواني شکرگزار باشي .

به چيزي که گذشت غم مخور ، به آنچه پس از آن خواهد آمد لبخند بزن .

هميشه افرادي هستند که تورا مي آزارند ، با اين حال همواره به ديگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسي که تورا آزرده دوباره اعتماد نکني .

خود را به فرد بهتري تبديل کن و مطمئن باش که خود را مي شناسي قبل از آنکه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد .

زياده از حد خود را تحت فشار نگذار ،

 

 

 

حرفهاي ديگران

نيچه " مي گويد : ترا بقدري دوست دارم که رنج و آشفتگي و سرشگستگي را برايت آرزو مي کنم ! و به تو رحم نمي کنم ، چون ترا دوست دارم . ميداني چرا ؟!آرزو دارم که نيروهاي خفته ات بيدار گردند تا در سختي هاي روزگار با روحي مسلح پايدار باشي .

خداوند وقتي مي خواهد کسي را ديوانه کند ، او را به تمام آرزوهايش مي رساند ." اسکار وايلد "

اگر در اولين قدم موفقيت نصيب ما مي شد ، سعي و عمل ديگر معني نداشت . " موريس مترلينگ "

 

  

مراقب باش  

مراقب رفتارت باش انها به گفتار تبديل مي شوند

مراقب گفتارت باش انها به کردار تبديل ميشوند

مرافب کردارت باش انها به عادات تبديل مي شوند

مراقب عادادت باش انها بهشخصيت تبديل مي شوند

مراقب شخصيتت باش انها به سرنوشت تبديل ميشوند.

 

سند تو ال كنيد

سند تو ال كنيد

يکي از بهترين ها مي گويد: اگر کسي واقعاً يکي را دوست داشته باشد، بيشتر از اينکه بهت بگه دوست دارم ميگه مواظب خودت باش، پس مواظبه خودت باش.

 

عزيزم با من باش و از وجود من به زندگيت گرما و صميميت ببخش و سرماي سخت زندگيت را با اعتماد به من از بين ببر ، <<  ايران رادياتور >>

 

هميشه بايد عکس دوست دخترت رو توي کيف پولت بزاري. هر وقت دچار مشگل بزرگي شدي ، بهش نگاه کن. اون وقت احساس ميکني که هيچ کدوم از مشگلاتت به اندازه ي اين يه دونه وحشتناک نيستند !!!

 

به اندازه موهاي سرم دوستت دارم، به اندازه موهاي ريخنه شده ام  عاشقتم، به مقدار دفعه هايي كه شونه كردم بهت وفادارم. شناختي؟..........منم منم حسن كچل!

 

خدا زمين را آفريد گفت عجب قشنگ! مرد رو آفريد گفت عجب قشنگ! زن را آفريد، يكمي فكر كرد گفت مهم نيست آرايش ميكنه قشنگ ميشه!

 

 

ميگم دستتون درد نكنه از بس نظر زياد ميديد من همش در حال خوندن نظراتتون هستم براي همين وقت نميكنم آپديت كنم ،،،،،، بابا يه نظر دادن مگه چيه خب نظر بديد ديگه ما هم دلگرم بشيم به كار . خلاصه اگه مطالب وبلاگ به دردتون خورد و ازش استفاده كرديد ما رو هم فراموش نكنيد .

راستي ماه رمضون ما رو هم دعا كنيد از همتون التماس دعا داريم .

يا علي مدد

گفته هايي از عشق

جعبه اي براي عشق

مردي دختر سه ساله اي داشت . روزي مرد به خانه آمد و ديد که دخترش گران ترين کاغذ زرورق کتابخانه او را براي آرايش يک جعبه کودکانه هدر داده است . مرد دخترش را بخاطر اينکه کاغذ زرورق گرانبهايش را براي آراستن يک جعبه بي ارزش هدر داده تنبيه کرد و دختر کوچک آن شب با گريه به بستر رفت و خوابيد . روز بعد مرد وقتي از خواب بيدار شد ديد دخترش بالاي سرش نشسته است و آن جعبه زرورق شده را به سمت او دراز کرده است . مرد تازه متوجه شد که آن روز ، روز تولدش است و دخترش زرورق ها را براي هديه تولدش مصرف کرده است . او با شرمندگي دخترش را بوسيد و جعبه را از او گرفت و در جعبه را باز کرد . اما با کمال تعجب ديد که جعبه خالي است . مرد دوباره به دخترش پرخاش کرد که جعبه خالي هديه نيست و بايد چيزي درون آن قرار داده مي شد . اما دخترک با تعجب به پدر خيره شد و به او گفت که نزديک به هزار تا بوسه در داخل جعبه قرار داده است تا پدرهروقت دلتنگ شود با باز کردن جعبه يکي از بوسه ها را مصرف کند .

مي گويند پدر آن جعبه را هميشه همراه خود داشت و هر روز که دلش مي گرفت در آن جعبه را باز مي کرد و بطور عجيبي آرام مي شد . هديه کار خود را کرده بود . 

 

 

 

شاعر و فرشته

شاعر و فرشته اي با هم دوست شدند.فرشته پري به شاعر داد و شاعر شعري به فرشته.شاعر پر فرشته را لاي دفترش گذاشت و شعرهايش بوي آسمان گرفت.و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت. خدا گفت: ديگر تمام شد.ديگر زندگي براي هر دوتان دشوار مي شود. زيراشاعري که بوي آسمان را بشنود زمين برايش کوچک است و فرشته اي که مزه عشق را بچشد آسمان برايش تنگ.

فرشته  دست شاعر را گرفت تا راههاي آسمان را نشانش بدهد و شاعر بال فرشته را گرفت تا کوچه پس کوچه هاي زمين را به او معرفي کند. شب که هر دو به خانه برگشتند روي بالهاي فرشته قدري خاک بود وروي شانه هاي شاعر چند تا پر...

فرشته پيش شاعر آمد و گفت: مي خواهم عاشق شوم.شاعر گفت: نه تو فرشته اي و عشق کار تو نيست.فرشته اصرار کرد و اصرار کرد.شاعر گفت اما پيش از عاشقي بايد عصيان کرد و اگر چنين کني از بهشت اخراجت مي کنند. آيا آدم و سرنوشت تلخش را فراموش کرده اي؟ اما فرشته باز هم پا فشاري کرد آنقدر که شاعر به ناچار نشاني درخت ممنوعه را به او داد.فرشته رفت و از ميوه ي آن درخت خورد اما پرهايش ريخت و پشيمان شد. آن گاه پيش خدا رفت و گفت: خدايا مرا ببخش من به خودم ظلم کرده ام عصيان کردم و عاشق شدم. آيا حالا مرا از بهشت بيرون ميکني؟

ـ پس تو هم اين قصه را وارونه فهميدي! پس تو هم نمي داني تنها آن که عصيان مي کند و عاشق مي شود مي تواند به بهشت من وارد شود! و آن وقت خدا نهمين در بهشت راباز کرد. فرشته وارد شد و شاعر را ديد که آنجا نشسته است در سوگ هشت بهشت و رنج هبوط!فرشته حقيقت ماجرا را برايش گفت. اما او باور نکرد.

آدم ها هيچ کدام اين قصه را باور نمي کنند.تنها آن فرشته است که مي داندبهشت واقعي کجاست!

سند تو ال     send to olll

يه روز يه ترکه با يه لره با يه قزوينيه با يه تهرونيه با يه رشتيه با يه خارجيه با يه اصفهانيه با من تصميم گرفتيم تو رو بذاريم سره کار که گذاشتيم

 

خيلي دوست دارم با تو برم ماهي گيري چون عقيده دارم تو خيلي كرم داري!

 

چاكرتم، خدائيش خيلي با مرامي، خيلي ازت خوشم مياد، با مرام ترين كسي هستي كه تو ليست اد من هستي، هر موقع ميام آن لاين هستي، هر موقع سلام مي كنم جوابم رو ميدي، كلاس نمي زاري بگي سرم شلوغه، خلاصه اينكه خيلي دوست دارم  ياهو هلپر(Yahoo Helper)!!!!

 

امشب خدا تو آسمون يه مهموني بزرگ ترتيب داده اما هنوز جشن شروع نشده چون يكي از فرشته ها اوون پايين داره آف من رو مي خونه!

 

خداوكيلي مطالب به اين توپي براتون ميذارم  جدا دلتون مياد براي اينا نظر نديد نامرديه باور كنيد يه نظر بديد بدونيم براي خودمون مطلب نمينويسيم

 

چند تا جك

روز يه مرده ميره دكتر مي گه من هر شب مسابقه فوتبال خرها را تو خواب ميبينم دكتر يه سري قرص براش مينويسه ميگه از امشب بخور.مرده ميگه نميشه از فردا شب بخورم دكتره ميگه برا چي؟ مرده ميگه آخه امشب فينالشونه...

 

يه روز يه تركه اي داشته پياده ميرفته كارواش بهش مي گن چرا پياده ميري ميگه آخه اين دوقدم را را كسي با ماشين ميره؟

 

تركه زنگ ميزنه اداره هواشناسي ميگه آقا دستتون درد نكنه امروز هوا خيلي خوب بود.

 

بازرس اومده بود از مدرسه بازديد كنه. يكي از بچه ها رو صدا كرد و گفت: يك سوال مي پرسم تا سطح علمي تو رو بدونم.بگو ببينم كي درِ قلعه ي خيبر رو شكست؟ دانش آموز ميزنه زير گريه و ميگه:آقا به خدا كار ما نيست.بازرس عصباني ميشه و ميره پيش معلم و موضوع رو تعريف ميكنه.معلمه ميگه:من فكر نكنم كار اون باشه آخه اون بچه ي خوبي.بازرس كه كلافه شده بود ميره پيشه مدير و همه چي رو تعريف ميكنه.مدير هم ميگه:اشكالي نداره شما بگيد چقدر خرج داره خودم ميدم.

 

دو تا جوجه از كوچيكي با هم قرار ميزارن وقتي بزرگ شدن با هم عروسي كنند.بعد كه بزرگ شدند ميبنن هر دو تا شون خروسند.

يك كم از عشق

 عشق

نشسته بود رو زمين و داشت يه تيکه هايي رو از رو زمين جمع مي کرد . بهش گفتم : کمک مي خواي ؟

گفت : نه .

گفتم خسته ميشي بزار خوب کمکت کنم .

گفت : نه ، خودم جمع مي کنم .

گفتم : حالا تيکه هاي چي هست ؟ بدجوري شکسته مشخص نيست چيه ؟

نگاه معني داري کرد و گفت : قلبم . اين تيکه هاي قلب منه که شکسته . خودم بايد جمعش کنم .

بعدش گفت : مي دوني چيه رفيق ، آدما اين دوره زمونه دل داري بلد نيستن ، وقتي مي خواي يه دل پاک و بي ريا رو به دستشون بسپري هنوز تو دستشون نگرفته مي ندازنش زمين و مي شکوننش ،ميخوام تيکه هاش رو بسپرم به دست صاحب اصليش اون دل داري خوب بلده .

ميخوام بدم بهش بلکه اين قلب شکسته خوب شه آخه مي دوني خودش گفته قلبهاي شکسته رو خيلي دوست داره .

گفتٌ تيکه هاي شکسته رو جمع کرد و يواش يواش ازم دور شد . و من توي اين فکر که چرا ما آدما دل داري بلد نيستيم.

دلم مي خواست بهش بگم خوب چرا دلت رو مي سپري دست هر کسي ، انگاري فهميد تو دلم چي گفتم . برگشت و گفت : رفيق ، دلم رو به دست هر کسي نسپردم اون براي من هر کسي نبود من براي اون هر کسي بودم . گفتٌ اينبار رفت سمت دريا . سهمش از تنهايي هاش دريايي بود که راز دارش بود .

برگرفته از وبلاگ عشق بازي نيست

 

 چي باشيم چي نباشيم

قاطع باشيم اما لجباز نباشيم /// صبور باشيم اما مظلوم نباشيم /// حاكم باشيم اما ظالم نباشيم/// شجاع باشيم اما احمق نباشيم /// راضي باشيم اما قانع نباشيم /// بذله گو باشيم اما هرزه گو نباشيم /// جاري باشيم اما ويرانگر نباشيم /// صريح باشيم اما گستاخ نباشيم /// ساكت باشيم اما بي صدا نباشيم /// طناز باشيم اما لوده نباشيم /// منتظر باشيم اما علاف نباشيم /// راحت باشيم اما بي خيال نباشيم /// محتاط باشيم اما ترسو نباشيم /// سرشار باشيم اما لبريز نباشيم /// متواضع باشيم اما ذليل نباشيم /// حساس باشيم اما زودرنج نباشيم /// تيز بين باشيم اما عيب بين نباشيم /// سريع باشيم اما عجول نباشيم /// بزرگ باشيم اما متكبر نباشيم .

 

 عشق و ازدواج

شاگردي از استادش پرسيد:" عشق چست؟"

استاد در جواب گفت:"به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني!"

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردي؟"

و شاگرد با حسرت جواب داد: "هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم ."

استاد گفت: "عشق يعني همين!"

 

شاگرد پرسيد: "پس ازدواج چيست؟"

استاد به سخن آمد که:" به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمي تواني به عقب برگردي!"

شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهي با درختي برگشت. استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: "به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالي برگردم."

استاد باز گفت: "ازدواج هم يعني همين!!"

كامپيوتر

توقف سرويس گزارش خطا در XP

حتما تا به حال پس از عدم اجراي مناسب برنامه مورد نظرتان با پنجره گزارش خطا مواجه شده ايد همون پنجره اي كه دو دكمه Send و Dont Send دارد. چناچه در اين پنجره دکمه Send را کليک کنيد XP سعي ميکند با خالق خود ارتباط برقرار کرده و عدم کارکرد مناسب برنامه شما را به اطلاعش برساند.

به اين ميگن آخر خبرکشي...

خب اگه شما هم از اون دسته افرادي هستيد که :

اولا از دست اين پيغام کلافه شده ايد

و ثانيا هميشه جوابتون عبارت زيباي Dont Send است

...بهتره که از روش زير براي متوقف کردن هميشگي اين پنجره مزاحم استفاده کنيد:

1-  کليک راست بر My Computer و انتخاب Properties

2- برگه Advanced

3- Error Reporting

4-  حالا ميتونيد اين سرويس رو غير فعال کنيد

 

 

 

پوشه يا كنترل پانل

در ويندوز XP يک Folder ايجاد کنيد و عبارت

.{21EC2020-3AEA-1069-A2DD-08002B30309D}

را به انتهاي نامش اضافه کنيد.(به نقطه آخرش حتما توجه كنيد اونهم بايد باشه)

چه مي بينيد؟ چرا اينطوري شد؟روي فولدر دابل کليک کنيد... اينجا کجاست؟ جالبه نه؟

 

اينم براي اونايي كه تو اينترنت دنبال عكس هستند

وقتي عکسي را با internet Explorer باز مي کني اگر عکس بزرگتر از صفحه باشه به صورت پيش فرض عکس کوچيک مي کنه تا در صفحه جا شه چه طور ميشه تنظيمات explorer دستکاري کرد به طوري که عکس ها را کوچيک نکنه؟

اگه با ماوس بري روي عكس يه دكمه مياد كه ميتوني باهاش عكس رو به اندازه عادي برگردوني ولي اگه بخوايم اين امكان رو براي Windwos XP خاموش كني بايد اين مراحل رو انجام بديم:

Contorl panel => internet options => advanced => multimedia =>

=> Enable automatic image resizing

تيك كنار اين گزينه رو اگه برداريم ديگه عكسها كوچيك نميشه و اندازه خودش ميماند

نظر بديد

بابا دمتون گرم نظر نميديد چرا شماها

قالب جديد

سلام دوستان اين قالب رو كه ميبينيد تازه ديروز گذاشتم البته خودم خوشم نيومده ولي دوستانم  ميگم قشنگه و فعلا هم حال و حوصله نوشتن مطلب جديد رو براي يه چند روزي ندارم چون همونجور گفتم درد كمرم داره زيادي اذيت ميكنه دعا كنيد زودترخوب بشم .

راستي فقط اگه ميشه لطف كنيد ونظراتتون رو در مورد قالب و نوع وبلاگ بگيد.

 

 دم همتون گرم  احمدزاده

بابا نظر بديد

بابا دمتون گرم اينهمه بازديد كننده نظر هيچي بابا اينهمه نوشته نظر داره ها يه حال بديد به صاحاب وبلاگ دلش خوش باشه ديگه

جهنم و درك فحش بدينش اصلا از هيچي كه بهتره

يه چند تا سند تو ال

آنکه در تنهاترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشت کاش تنها کسش در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نگذارد

 

سلام اميدوارم حالت خوب باشه.راستش يه چيزي مي خواستم بهت بگم اميدوارم اينو جدي بگيري آخه اين دفعه با هميشه فرق داره.  ميخواستم چيزي رو بگم. چيزي كه تابحال بهت نگفتم. ميخوام امروز چيزي رو بگم كه تا الان زبانم نگفته. ميخوام چيزي رو بگم كه تا الان چشمام بهت نشون نداده. ميخوام چيزي رو بگم كه تا حالا گوشات نشنيده. چيزي كه توي تمومه خونمه. ميخوام داد بزنم. ميخوام فرياد بزنم كه همه بشنوند. از همون اول كه آي دي تو رو ديدم مي خواستم اينو بگم اما روم نشد. هروقت خواستم بگم يه مشكلي پيش اومد اما اين دفعه فرق مي كنه. مي خوام چيزي كه توي دلم هست بهت بگم. با تمام وجودم داد بزنم بگم كه: " تا حالا هيچ كسي رو اينقدر سركار نذاشته بودم

 

اگه كسي بهت روزي 1 آف زد، يعني به يادته. اگه 2تا زد دوستت داره. اگه 3تا زد، عاشقته. اگه 4 تا زد مي خوادت، اگه 5 تا زد، مطمئن باش كرم داره....!!!

 

اين سند تو ال ها رو از وبلاگ سند تو ال دوست عزيزم آقا پويا گرفتم

كامپيوتر

ساختن پوشه (فولدر) بدون نام

اول پوشه ي مورد نظر خود رو به حالت Rename در بياريد . سپس دکمه ي Alt رو پايين نگه داشته و عدد 0160 را تايپ کنيد و اينتر بزنيد. خوب الان پوشه ي شما بي نام شد.

 

حالا يه چيزه ديگه

شايد شما هم براي غيب کردن پوشه هاتون از طريق Hidden استفاده مي کنيد . ولي در اين صورت هر کي مي تونه با رفتن به آدرس زير فايل ها و پوشه هاي غيب شده ي شما رو ببينه:

Tools > Folder Option > view > show hidden files and folders

 براي اينکه  فولدري رو غيب کنيد که فقط خودتون از غيب بودنش خبر داشته باشيد بايد به روش زير عمل کنيد . اول پوشه ي مورد نظر خود رو به حالت Rename در بياريد . سپس دکمه ي Alt رو پايين نگه داشته و عدد 0160 را تايپ کنيد و اينتر بزنيد. خوب الان پوشه ي شما بي نام شد. براي اينکه آيکونش رو هم غيب کنيد ، روي پوشه راست کليک کنيد و Properties رو کليک کنيد . سپس از پنجره ي باز شده روي تب Customize کليک کنيد و بعد روي دکمه ي Change icon کليک کنيد. در ميان آيکون ها يک فضاي خالي هست در صورتي که اين فضاي خالي خودش يه آيکونه . اونو انتخاب مي کنيد و پنجره ها رو OK مي زنيد. حال پوشه ي شما غيب شده  و ديگه کسي نمي تونه پوشه ي شما رو باز کنه مگر اينکه شانسکي روي اونجا که پوشه ي غيب شده هست و چيزي معلوم نيست دو بار کليک کنه که طبق قضاياي رياضي احتمال اون يک ميلياردم هست .

موفق باشيد .

چند تا جك

يه ترکه كافري يه جير جيرک گير مياره تا صبح بهش روغن ميزنه

 

خبرنگار از يه آباداني كافر ميپرسه ، جمعيت آبادان چقدر هست؟ آباداني در جواب ميپرسه با حومه يا بدون حومه؟ خبرنگار ميگه با حومه آباداني ميگه با حومه ميشه هفتاد ميليون

 

طرف ماشينش تو برف گير ميكنه زنجير نداشته سينه مي زنه

 

 از يک خروسه مي پرسن نظرت درباره آدما چيه؟

ميگه: خيلي بي فرهنگن

بهش ميگن : چرا؟

ميگه : واسه اينکه ناموس آدمو لخت ميکنن مي گذارن تو فريزر

 

مواظب پاره آجرها باشيم

روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان کم رفت و آمدي مي گذشت . نا گهان از بين دو اتومبيل پارک شده در کنار خيابان يک پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب کرد . پاره آجر به اتومبيل او برخورد کرد . مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد . و ديد که اتومبيلش سدمه زيادي ديده است . به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد . پسرک گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو ، جايي که برادي فلجش از روي صندلي چرخ دار به زمين افتاده بود جلب کند . سپرک گفت : " اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت کسي از آن عبور مي کند برادر بزرگم از روي صندلي چرخ دارش افتاده بود و من زور کافي براي بلند کردنش ندارم . براي اينکه شما را متوقف کنم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده کنم ." مرد بسيار متأثر شد و از پسر عذر خواهي کرد . برادر پسرک را بلند کرد و روي صندلي نشاند و سوار اتومبيل گران قيمتش شدد و به آرامي به راهش ادامه داد .

در زندگي چنان با سرعت حرکت نکنيد که ديگران مجبور شوند براي جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند .

خدا در روح ما زمزمه مي کند و با قلب ما حرف مي زند . اما بعضي وقت ها زماني که ما وقت نداريم گوش کنيم ، او مجبور مي شود که پاره آجري به سمت ما پرتاب کند . اين انتخاب خودمان است که گوش کنيم يا نه !

دعاي زن

لوئيز رِدِن ، زني بود با لباسهاي كهنه و مندرس ، و نگاهي مغموم . وارد خواربار فروشي محله شد و با فروتني از صاحب مغازه خواست كمي خواروبار به او بدهد . به نرمي گفت شوهرش بيمار است و نمي‌تواند كار كند و شش بچه‌شان بي غذا مانده‌اند.

جان لانگ هاوس ،صاحب مغازه ، با بي‌اعتنايي محلش نگذاشت و با حالت بدي خواست او را بيرون كند .زن نيازمند در حالي كه اصرار مي‌كرد گفت : «آقا شما را به خدا به محض اينكه بتوانم پولتان را مي‌آورم

جان گفت نسيه نمي‌دهد .مشتري ديگري كه كنار پيشخوان ايستاده بود و گفت و گوي آن دو را مي‌شنيد به مغازه دار گفت : «ببين اين خانم چه مي‌خواهد خريد اين خانم با من

خواربار فروش گفت :لازم نيست خودم مي‌دهم ليست خريدت كو ؟لوئيز گفت : اينجاست .

- « ليست‌ات را بگذار روي ترازو به اندازه ي  وزنش هر چه خواستي ببر . » !!

لوئيز با خجالت يك لحظه مكث كرد، از كيفش تكه كاغذي درآورد و چيزي رويش نوشت و آن را روي كفه ترازو گذاشت . همه با تعجب ديدند كفه ي ترازو پايين رفت .خواربارفروش باورش نمي‌شد .

مشتري از سر رضايت خنديد .مغازه‌دار با ناباوري شروع به گذاشتن جنس در كفه ي  ديگر ترازو كرد كفه ي ترازو برابر نشد ، آن قدر چيز گذاشت تا كفه‌ها برابر شدند .در اين وقت ، خواربار فروش با تعجب و دل‌خوري تكه كاغذ را برداشت ببيند روي آن چه نوشته است .كاغذ ليست خريد نبود ، دعاي زن بود كه نوشته بود

« اي خداي عزيزم تو از نياز من با خبري ، خودت آن را برآورده كن »فقط اوست كه مي‌داند وزن دعاي پاك و خالص چقدر است .

دعا بهترين هديه رايگاني است كه مي‌توان به هر كي داد و پاداش بسيار برد .

« بر گرفته از كتاب لبخند خدا »

يه مزاح

يکي از دو ستان که دانشجوي دامپزشکي  هستند مي گفت: يه روز استادمون مي خواست به ما ياد بده که دم حيوون رو چه جوري بايد جراحي کرد خلاصه يه خري رو  اوردن و بستنش به زمين استاد داروي بي حسي رو ريخت تو سرنگ يه هو صداش کردن که تلفن کارت داره استاد رفت و ما هم محتويات سرنگ رو ريختيم دور و به جاش اب پر کرديم استاد اومد و کلي افه و کلاس گذاشت و امپول که اب خالي بود رو به خره تزريق کرد بعدش هم گفت حالا ديگه بي  حس شده و مشغول بريدن دم خره شد و خلاصه خره جفتک چارکشي راه انداخت که نگو ...

نميدونم از كدوم وبلاگ گرفتم صاحابش ما رو ببخشه

هفته دفاع مقدس بر همگان مبارك

فرا رسيدن هفته دفاع مقدس كه يادآور روزهاي عشق است به همه آحاد مردم اول از همه خود مردم شهيد پرورمون كه هشت سال جنگ رو تحمل كردن سختي هاي بعد جنگ رو تحمل كردن و همه كمي و كاستي هاي اين نظام صد البته عزيزمون رو تحمل كردن تبريك ميگم در ادامه اين هفته رو به همه بسيجيان و پاسداراي و ارتشيها و انتظامي هاي عزيزي كه براي سربلندي اين كشور زحمت ميكشن تبريك ميگم و اميد و آرزو دارم هر كسي كه براي اين ملت زحمت ميكشه هميشه موفق و پيروز باشن

به اميد حق يا علي مدد

دو تا مطلب

مطلب اول اينكه نظر يادتون نره و مطلب دوم اينكه من حاظر به تبادل لينك با وبلاگهاي ديگه هم هستم هر كي لينك داد چاكرشم هستيم ما هم بهش لينك ميديم فقط خواهشا وبلاگهاي محترم و مودب

كامپويتر و رهايي از کاربرهاي مزاحم در yahoo messenger

بسياري از افراد مرتب در حال تغيير دادن ID خود در Yahoo هستند و دليل عمده آن هم مزاحمتهايي است که توسط کاربرهاي موجود در فهرست دوستان Yahoo Messenger قرار دارند و به مرور به فهرستي طويل تبديل شده ايجاد ميشود. تغيير ID به منزله تغيير آدرس پست الکترونيکي شما نيز ميباشد و با تغيير ID دو مشکل براي دوستان خود ايجاد ميکنيد! يکي اينکه ممکن است دوستان شما در جريان تغيير آدرس پست الکترونيکي شما قرار نگيرند که مشکلات خاص خود را ايجاد ميکند و مشکل بعدي که به نظر من بيشتر آزار دهنده است و خود من هم بعضاً دچارش ميشوم طولاني شدن فهرست دوستان در Yahoo Messenger به دليل وجود چندين ID براي يک نفر است! دوستاني دارم که از سه ID مختلف استفاده ميکنند که با اين کار هم خودشان را اذيت ميکنند و هم ما را. خودشان را اذيت ميکنند چرا که بايد تا مدتها هر وقت وارد اينترنت ميشوند در سه ID مختلف Login کنند تا خيالشان راحت شود که کسي از دوستانشان را از دست نداده اند و اکثر اين افراد هم هيج وقت دلشان رضايت نميدهد ديگر وقت خود را صرف اين ID هاي قديمي نکنند.

يك ره جلوگيري حذف كردن آيديتون از ليست اوني كه مزاحمتونه كه احتياج به يه نرم افزار هست كه من يه دونه توپش رو دارزم و در آينده نزديك براتون ميذارم و لي يه روش ديگه هست كه ميتوانيد از روش زير استفاده کنيد تا هر وقت تمايل نداشتيد شخص خاصي بتواند به شما پيغام بدهد و حتي شما را Online ببيند از آن استفاده کنيد.

 با دنبال کردن روش زير ID مورد نظر هيج گاه قادر نخواهد بود وضعيت شما را در صورت Online بودن ببيند و همچنين نميتواند براي شما پيغام ارسال کند:

-۱ در پنجره Yahoo Messenger ابتدا ID مورد نظر را Delete کنيد

 -۲ با رفتن به منوي Login، گزينه Privacy Settings را انتخاب کنيد

 -۳ در پنجره جديد Ignore only the people below را انتخاب کنيد و دکمه Add را بزنيد

 -۴ در اين پنجره ID کاربر مورد نظر را وارد کنيد و Ignore را بزنيد

 با اتمام اين کار ديگر ID مورد نظر نه ميتواند شما را ببيند و نه برايتان پيغام ارسال کند

 

البته اين مطلب بيشتر به خاطر يكي از عزيزان هست كه تو قسمت نظرات ما رو خجالت داد راستي بابا دمتون گرم من الان از كمر درد روي زمين دراز كشيدم دارم مطلب مينويسم نظر يادتون نره هاااااا

عاشقانه ها

دوستت دارم به بيست و هفت زيان دنيا

dooset daram be 27 zaboon 01) English : I Love You 02) Persian : Tora doost daram 03) Italian : Ti amo 04) German : Ich liebe Dich 05) Turkish : Seni Seviyurum 06) French : Je t'aime 07) Greek : S'ayapo 08) Spanish : Te quiero 09) Hindi : Mai tumase pyre karati hun 10) Arabic : Ana Behibak 11) Iranian : Man doosat daram 12) Japanese : Kimi o ai shiteru 13) Yugoslavian : Ya te volim 14) Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida 15) Russian : Ya vas liubliu 16) Romanian : Te iu besc 17) Vietnamese : Em ye^u anh 18) Ukrainian : Ja tebe koKHAju 19) Tunisian : Ha eh bak 20) Syrian/lebanese : Bhebbek 21) Swiss-German : Ch'ha di ga"rn 22) Swedish : Jag a"Iskar dig 23) Africans : Ek het jou liefe 24) Bavarian : I mog di narrisch gern 25

 

send to oll

يه چند تا سند تو ال گذاشتم بريد حالش رو ببريد و از اين سند تو الها زياد ميذارم فقط بعضي هاش خيلي خفنن مواظب باشيد برا اوني كه ميفرستيد طرف قات نزنه

 

آسمان را مي نگرم تو را ميبينم خورشيد را مي نگرم تو را ميبينم ماه را مي نگرم تو را ميبينم خوب مسخره از جلوم برو كنار ديگه!

اي که در را به رويم بستي و پا روي عشقم گذاشتي بابا جون دستم لاي در مونده

اي كه از كوچه معشوقه ما ميگذري بگذر بگذر كه كوچه بن بست است و برو بچ محل ته كوچه منتظرت

(¯´v´¯) ----»(¯´v´¯)--»I LOVE YOU«----(¯´v´¯)« ----....To ro nemigam, Send 2 allesh kon ta berese be daste sahebesh,...!!!

اين رو هم وقتي سند تو ال كنيد خيلي قشنگ ميشه حتما امتحان كنيد

نظر يادتون نره هاااااااااا

چند تا جك

از يه تركه كافري كه قهرمان شنا بوده ميپرسن شما از كجا شروع كردين ميگه والا ما از زمينهاي خاكي

يه تركه كافري تو دست به اب نشسته بود  يهو عارق ميزنه ميگه ددم واي بر عكس نشستم

به يه تركه كافري ميگن تو شهرتون آثار باستاني دارين ميگه نه ولي دارن ميسازن

يه تركه كافري ميره بهشت زير پاي مادرا له ميشه

به يه تركه كافري ميگن چرا ادم نميشي؟ ميگه من حوصله اين قرتي بازاريها رو ندارم

 

يه مطلب

يكي از مراسمهاي مذهبي بود و من رفته بودم مسجد محل يه آقاي روحاني اومده بود براي سخنراني يه مدت صحبت كرد و بعدش براي اينكه يه مقدار فضا رو عوض كنه اومد مزاحي كردو خاطره اي رو از امام رحمه الله تعريف كرد البته اونموقع اون بنده خدا منبع خاطره رو گفت ولي الان من يادم نيست ولي در صحت وجودي اين خاطره هيچ شكي ندارم  و اون بنده خدا تعريف كرد كه:

بيت امام (فرزنداش)معمولا اگه جك و لظيفه اي ميشنيدند براي امام تعريف ميكردند و امام هم ميگفت كه اگه ميخواهيد جك بگيد چون اسم ميبريد مثل اين كه ميگيم يه تركه يه لره يا يه رشتيه چون اينها مسلمان هستند و تعريف كردن اين جك باعث ميشه غيبت كنيم به همين دليل براي جلوگيري از غيبت كردن بگيم يه ترك كافر بود يا يه رشتيه كافر بود يا يه لره كافر بود گذشت تا يه روز نوه امام بدو بدو اومد پيش آقا و برگشت گفت آقاجان آقاجان يه جك جديد شنيدم تعريف كنم حضرت امام هم گفت بگو نوه امام هم  مثلا اومد هم جك تعريف كرده باشه و هم غيبت نكرده باشه و هم جكش در مورد يه شيخي بود برگشت گفت يه شيخ كافري بوددددددددددد

بله خودتون بقيش رو بگيريد البته من از گفتن اين مطلب اين رو خواستم بگم كه ما هم اگه يه موقعي جكي چيزي توي وبلاگمون نوشتيم براي اينكه خداي نكرده توهيني به قوم و قبيله و شخصي نشه از همين  راه كار استفاده ميكنيم .

نظر يادتون نره يا علي مدد

احمد زاده

در مورد وبلاگ

خمپاره

همين اولش بگم ما به همه چي گير ميديم و درمورد همه چي مطلب داريم

از آموزش كامپيوتر گرفته تا آموزش هك (نه كه خيلي هم بلديم) از شعر عاشقانه گرفته  تا شعرهاي عارفانه(به خدا من بي تقصيرم همچي چيزايي هم بلد نيستم چون باب روزه گفتيم كم نياريم)جك هم كه رو شاخشه البته از نوع مودبانه در ضمن مسائل روز رو هم مورد بررسي قرار ميديم اخبار روز جهان رو هم مد نظر داريم يه موقع سوال خاص و خفني هم به نطرمون برسه ميايم اينجا مطرح ميكنيم تا يا جوابش رو خودمون بديم يا يكي زحمت جواب دادانش رو بكشه در ضمن اين وبلاگ يه وبلاگ كاملا اخلاقي هست در زمان هاي خاص هم مثل ميلاد ها و عزاداري ها هم از اهل بيت مطلب داريم

بالاخره همه همه و همه چي داريم به همه چي گير داديم اميدوارم فقط مطالب اين وبلاگ به دردتون بخوره تازه يار كمكي هم قبول ميكنيم تازه كلي هم منت كشي هم ميكنيم تا يكي بياد كمكمون كنه پس يا علي آستين بالابزنيد و به من بيچاره كمك كنيد و راستي يه چيز مهمتر

نظر جون مادرتون اگه خواستيد فحش هم بديد بديد اشكال نداره (چون بلاگفا نظرات و حرفهاي غير اخلاقي رو به ما نميرسونه)فقط نظر بديد تا ما هم دلمون خوش باشه و هر چي هم به نظرتون رسيد كه جالب هست بگيد تا تو وبلاگ مطرح كنيم سعي ميكنيم هر روز اگه نشد هر دو روز و اگه نشد هر سه روز و اگه نشد هر چهار روز و اگه نشد هر پنج يا شيش و حداقلش هفته اي يه بار رو حتما وبلاگ رو به روز كنم

ديگه خسته شدم و خسته شديد بازم ممنون منتظر نظراتتون هستم

يا علي مدد

احمدزاده