شروع به کار وبلاگ گروهی

با سلام خدمت دوستان هميشگي وبلاگ .

اول از همه فرارسيدن ايام الله دهه فجر رو بر همه ايران زمينان تبريك ميگم .

 

 دوم بايد بگم كه اين پست  اولين به روزرساني مشترك و گروهي وبلاگ هستش .

رسما از امروز وبلاگ كار گروهي خودش رو شروع كرد و اميدوارم بتونيم دوباره با كلي مطالب متنوع و جالب در خدمت شما باشيم .

ما رو در انجام امورات وبلاگ تنها نذاريد .... انتقاد و پيشنهاد فراموش نشه .

منتظر نظرات سازنده همه شما خواننده هاي عزيز هستيم .

و در شناساندن اين وبلاگ به ديگر دوستانتان همراه ما باشيد

 

سوم  اينكه سعي ما بر اين هست كه وبلاگ رو هر دو سه روز يكبار آپديت و به روز كنيم پس با ما باشيد

 

 

 

چوپان دروغگو (نسخه هاي جديد!)

 

يك :

با صداي گرگ آمد گرگ آمد مرد بيل و چماق به دست به طرف محل صدا رفتند .

وقتي به آنجا رسيدند ديدند چوپان دارد به آنها مي خندد و فهميدند گرگي در كار نبوده  است ....

شب شده بود . چوپان كنار لاشه هاي گوسفندانش ، هنوز داشت گريه ميكرد .

 

دو :

ده پر از ولوله بود . مردم و جلوتر از همه كدخدا بيل و چماق و داس به دست به طرف تپه اي كه گوسفندان مي چريدند مي دويدند . چوپان با ديدن مردم به صداي بلند شروع به خنديدن كرد .....

...... دو روز بعد تا چوپان حواسش سر جا بيايد ، نگهداري از گوسفندان با سر ، يك دست و يك پاي شكسته برايش كمي سخت شده بود .

 

سه :

با شنيدن فرياد گرگ آمد گرگ آمد . مردم چماق هايشان را كه براي روز مبادا پنهان كرده بودند برداشتند و به كمك چوپان رفتند . ولي ديدند از گرگ خبري نيست و چوپان دارد به آنها مي خندد .

با شكايت اتحاديه چوپانان مقيم ده و جمعي از نيروهاي مردمي ، چوپان دروغگو به جرم نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومي به دوسال انفصال دائم(!) از هر گونه خدمات گوسفندي، محكوم شد .

 

چهار :

چوپان دروغگو فرياد زد : گرگ آمد گرگ آمد . نيم ساعت طول كشيد تا مردم با بيل و داس خود را به تپه اي كه گوسفندان بودند برسانند .

و بعد از خردن يك كباب حسابي ، نشستند و با گرگ چپق هم كشيدند!

 

پنج :

چوپان دروغگو فرياد زد : گرگ آمد گرگ آمد . ولي وسط گرگ آمد دوم صدايش قطع شد . مردم خيلي نگران سدند  كه نكند اين بار واقعا گرگ آمده است و همه براي كمك رفتند .

در راه زن چوپان را ديدند كه دارد بر ميگردد و با خود چيزهايي ميگويد :

مرتيكه فلان فلان شده ! توي ده يك ذره آبروي براي ما نگذاشته است .

 

شش :

گرگ ها پنج روز بود كه تا فاصله پنجاه و پنج متري گوسفندانش مي امدند و تا چوپان فرياد ميزد گرگ آمد گرگ آمد در مي رفتند .

مردم فكر ميكردند چوپان دروغ مي گويد و نسبت به او بي اعتماد شدند .

روز ششم كه گرگ ها با يك كاموين آمدند و گوسفندها را بردند ، هم چوپان فرياد زد گرگ آمد و هم مردم آمدند . اما دير رسيده بودند .

فقط يك برگه چركنويس از گرگ ها به جا مانده بود كه متوسط زمان رسيدن مردم به محل چرا محاسبه شده بود .

 

برگزيده سومين جشنواره طنز مكتوب . دي ماه 85

برگفته از روزنامه كيهان تاريخ سه شنبه 26/10/85

 

                                            

 

پينوشت:

با هر شنبه و  تفالي به حافظ چطوريد ؟

اي حافظ شيرازي ..  تو كاشف هر رازي ... بر ما نظري اندازي ... تو را به شاه چراغ ... تو راه به شاخ نبات

 

شعر حافط همه بيت الغزل معرفت است                       آفرين بر نفس دلكش و لطف سخنش

 

 

 

آرزوهايت را يادداشت کن، خداوند آن ها را فراموش نمي کند اما تو از خاطرت مي رود آن چه امروز داري، خواسته ديروزت بوده است

 

تا روزي و به روزرساني ديگر

يا علي مدد

كوچيك همتون احمدزاده

لطیفه

سلام به همه دوستان هميشگي

اينبار اومدم با يه سري جك براي آف و اس ام اس فرستادن (Off.. SMS) البته خودم به شخصه آنچنان علاقه اي به جك و اين حرفها ندارم چون تا بخوام بذارم تو وبلاگ مطمئنا همتون خونديد قبلا اينهارو  و احتمالا قديمي هستش ولي براي خالي نبودن عريضه و خارج شدن وبلاگ از داستان گذاشتن . البته اوائل كار مطالب طنز زياد ميذاشتم ولي الان تو اين مورد كم كار شدم .

اميدوارم به دردتون بخوره تا بعد .

 

 

راه هاي شناخت يك جواد:

 

1) اگه ديدي گوشيش 6600 بدون كه طرف.....

2) اگه ديد يارو پي كي رو اسپورت كرده بدون كه طرف ....

3) اگه ديدي عشق تايتانيكه بدون كه....

4) اگه ديدی وقتي كه جنيفر رو ميبينه از حال ميره بدون كه طرف...

5) اگه ديدي كسي لاك قرمز زده بدون كه طرف...

6) اگه ديدي يكي اين نوشته رو ميخونه بدون كه طرف...

-   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   --   --   --   --   --   --   -

تركه ميخواسته خودكشي كنه يه تير به مغز خودش شليك ميكنه، نيم ساعت بعد ميميره! از همه دنيا دانشمندا جمع مي‌شن كه ببينيد قضيه اين چي بوده، ‌بعد از دوسال تحقيق مي‌فهمند كه تيره تو اين مدت داشته دنبال مغزيارو ميگشته!

-   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   --   --   --   --   --   --   -

موسي در قزوين: اي موسي عصايت را به زمين .بنداز. و موسي چنين کرد . و ندا امد حالا اگه جرات داري برش دار

-   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   --   --   --   --   --   --   -

ترکه از زمین و زمان گله می کرده می گه: چه دنیای بدی شده ادم نمی تونه به هیچ کس اعتماد کنه از صبح تا حالا از 10نفر ساعت پرسیدم هر کدوم یه چیز می گن نمی دونم حرف کدوم رو باور کنم؟

-   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   --   --   --   --   --   --   -

چشمهاي تو مثل درياست... اجازه ميدي جورابامو توش بشورم؟

-   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   --   --   --   --   --   --   -

ترکه در حال مرگ بوده از زنش مي پرسه ممد کجاست

ممد ميگه من اينجام بابا...دوباره ميپرسه علي کجاست

علي ميگه من اينجام بابا....يهو داد مي زنه

اي بر پدرتون لعنت همتون که اينجاييد

پس اون لامپ واسه کي تو اون اتاق روشنه

-   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   --   --   --   --   --   --   -

يه روز يه پيرمرده به پيرزنه ميگه جيگرت و بخورم

پيرزنه ميگه خفه شو تو که دندون نداري

-   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   --   --   --   --   --   --   -

کرده زنگ می‌زنه 110 میگه: گاز، كلاچ، ترمز، فرمون، ترمزدستی و دنده ماشین منو دزدیدند، پلیسه میگه: ببخشید، شما کرد هستید؟ یارو میگه: آره،چطور مگه؟ پلیسه میگه: هیچی، پاشو برو جلو بشین!

-   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   --   --   --   --   --   --   -

به لاك پشته ميگن: چرا نماز نميخوني؟ ميگه: آخه لاك دارم

-   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   --   --   --   --   --   --   -

لره تو قرعه كشي بانك شركت مي‌كنه، براش شيش ماه زندان در مياد

-   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   --   --   --   --   --   --   -

روش دفع انگل:30روز تمام فقط چایی و بیسکویت میخوری روز 31 فقط چایی میخوری در این صورت کرم میاد بیرون و میگه بیسکویتش کو؟!!!!!!!!!!!!

-   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   --   --   --   --   --   --   -

يه تركه ميره مشهد. وقتي از دور كنبد حرم رو مي بينه ميگه يا امام رضا چرا با اين همه طلايي كه داري هشتم شدي؟

-   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   --   --   --   --   --   --   -

از تركه ميپرسن پرچم دزدان دريايي چه معني ميده تركه ميگه خوردن كله پاچه در دريا ممنوع

-   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   --   --   --   --   --   --   -

به تركه مي گن با ماتيز جمله بساز مي گه ديشب دزد اومده بود خونمون. مي گن اينكه ماتيز نداشت مي گه كه اخه ما تيز بوديم گرفتيمش

-   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   --   --   --   --   --   --   -

زن: بسه ديگه مرد، بيار بيرون! مرد: نه، هنوز نچسبيده! زن: ول كن، زخم شد! مرد: اهه، بزار كارمو بكنم! زن: خجالت بكش، يه ربه كه دست كردي تو دماغت

-   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   --   --   --   --   --   --   -

دختر و پسر جواني باهم توي پارک راه مي رفتند.دختر به پسر گفت عزيزم اگر اين درخت کاج مي توانست حرف بزند، درباره ما چه مي گفت؟ پسر: مي گفت من کاج نيستم، بلوطم احمق جون

-   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   --   --   --   --   --   --   -

ترکه به ننش میگه...ننه اگه تو به دنیا نمی یومدی...من بی ننه میشدمااا

-   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   --   --   --   --   --   --   -

حیف که فقط تو یکی رو دارم ........ اگه از تو یه عالمه داشتم .... تا حالا یه گاوداری زده بودم ...

-   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   --   --   --   --   --   --   -

اگه فکر کردی بری قید چشاتو میزنم ... اگه فکر کردی بری ازت به آسونی دل میکنم .... آفرین تو عمرت یه بار درست فکر کردی ...

-   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   --   --   --   --   --   --   -

مگسه دور سر ترکه وز وز مي کرده ، ترکه مي گه : برو جون مادرت ...الان برامون يه جوک درست مي کنن !

-   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   --   --   --   --   --   --   -

ترکه دنبال جاي پارك ميگشته ميگه خدايا اگه يه جاي پارك برام پيدا كني نماز ميخونم روزه ميگيرم...همون موقع چشمش ميخوره به يه جاي پارك ميگه:نميخواد خودم پيدا كردم.

-   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   - -   --   --   --   --   --   --   -

ترکه تو دستشوئی بوده پسرش زنگ میزنه میگه بابا کجائی ؟ ترکه میگه یه جاییم . پسرش میگه مامان گفت نهار نداریم هرجاهستی همونجا یه چیزی بخور.

 

 

 

 

 

برو بچي كه گوشي نوكيا 6630 داره (Nokia 6630 )  من حدود هفتاد هشتاد تا تمپ (Themes) دارم كه كم كم براي دانلود ميذارم . اين دانلود ده تاي اولش :

 

                                                      دانلود کنید

 

پينوشت يك : هفته بسيج

پينوشت دو: بازم هواپيماي سپاه سقوط كرد

پينوشت سه : مثل اينكه بهشت رفتن هم زوري شده

 

 

سوال اين پست (اين يك كم جديده)

 

 دوست داري چه جوري بميري ؟؟؟ اگه مردي بهشت رو دوست داري يا جهنم؟؟؟

حاج خواهر زنبور عسل و 5 تا لطیفه

سلام.

امیدوارم همه حالتون خوب باشه.

این دفعه تصمیم گرفتم چند تا لطیفه بذارم.

 

 

ترکه داشته تو اتوبان کرج با سرعت ميرفته , يه دفعه راديو پيام ميگه : "رانندگان عزيز که در لاين تهران به کرج در تردد هستند مواظب باشن يه اتوموبيل در لاين مخالف در حرکت است" ترکه همينجور که داشته فرمونو اينور اونور ميکرده ميگه : لامصبا يکي دوتام نيستن!

 

-ترکه از یک بچه ای میپرسه بچه کجایی بچهه میگه من بچه امام حسین هستم بعد ترکه میزنه زیر گریه و بعد بچهه را بغل میکنه میگه علی اصغر تو چقدر بزرگ شدی؟

 

یه روز خدا میبینه چند وقته همه میرن بهشت ، هیشکی نمیره جهنم ، به جبرئیل میگه : جبرئیل جریان چیه ؟ جبرئیل میگه : خدایا بدبخت شدیم ، سوال های شب اول قبر لو رفته !

 

تركه ميره مغازه ميگه: آقا يه بيسكويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ تركه ميگه نه. ميگه: ويفر خوبه؟ ميگه نه . ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: مادر خوبه؟ تركه ميگه: قربان شما، دست بوسن!

 

یه روز یه مورچه یه برنج رو کمرش میذاره و همین جور که داشته راه می رفته یه مورچه ی دیگه بهش می گه این برنجه رو داری کجا می بری؟؟ یکم فکر می کنه میگه : حمییییییید...

 

با وجودی که ۵ تا بیشتر نبود ولی خیلی با مزه بودن

موفق باشین...

بای

 

 

جوك هاي بامزه

سلام به همه ى دوستان عزيز در این وبلاگ . امروز اومدم آپ كنم تا چند تا جك با مزه براتون بذارم . اميدوارم خوشتون بياد .

روز محشره و خدا به مردای عالم میگه زن ذلیل ها سمت چپ بایستند و بقیه سمت راست. همه ی مردها سمت چپ می ایستند بجز یک نفر خدا از اون فرد می پرسه چرا سمت راست ایستادی؟ میگه: زنم گفته از جات تکون نخور.

تركه ادعاي پيغمبرى ميكرده، ملت بهش ميگن: بابا پيغمبرى همين ريختى الكى كه نيست... پيغمبرا معجزه دارن، كتاب دارن.. تو اصلاٌ كتابت كو؟ تركه يكم فكر ميكنه، ميگه: كتابا هنوز چاپ نشده، فعلاٌ جزوه ميگم بنويسيد!!!

يك روز يك تهرانى توى هواپيما بوده استفراغ مى كنه توى نايلون فريز گارسون مياد تا نايلون را بگيرد اما تهرانى نايلون را نميده گارسون مى گه چرانمى دى ميگه ميبرم واسه مرغهاى داداشم!!!

يك روز يك رشتيه مى ره سربازى از سربازى كه بر مى گرده باباشو مى بينه باباش بهش ميگه : تو كه نبودى برات زن گرفتم . بيا اينم بچه هات !!!!!!

به تركه ميگن وقتى يونس گم شد چي شد؟ ميگه سازمان يونسكو (یونس کووو ؟) تاسيس شد!

تركه با يكی دعواش ميشه .بعد از كلی حرف زدن طرف ميگه :گير عجب خری افتاديما ٬ تركه ميگه :خودت گير عجب خری افتاديا....

به ترکه ميگن چرا زن نمي گيری؟ ميگه: ای بابا، كی مياد زنش رو بده به ما !!

تركه آتش ميگيره علت مرگشو شكستگی استخوان ۹۰ درصد اعلام می كنن
چون با بيل خاموش كرده بودنش .

به لره ميگن على يارت ميگه ما تيممون تكميله يار خودتون.


لره کمرش درد می کرده میره دکتر دکتر بهش می گه باید پیاده روی کنی چند روز بعد لره زنگ می زنه مطب دکتر می گه دکتر جان من الان مرز ایران عراقم بازم پیاده روی کنم یا بسه.


به ترکه ميگن خدا چيه ؟ ميگه خدا خيلى خوبه و مهربونه و آفريننده ى اين جهانه . ما که خيلى دوستش داريم . ابوالفضل نگهدارش باشه .

از تركه ميپرسن: ميذارى پسرت بره دانشگاه؟ تركه ميگه: آره، به شرطى كه به درسش لطمه نزنه!!!

حالا وقت چیه ؟ نظر دادن . برو نظر بده. یادت رفته بود ؟ خوب من یادت انداختم .

شروع به كار من و يه مطلب

سلام.

من حاج خواهر زنبور عسل یکی از نویسندگان این وبلاگ از امروز فعالیتم رو شروع می کنم.

البته تا قبل از این در وبلاگي براي همه مشغول بودم و الان هم تو این وبلاگ با ۲ نفر از دوستان عزیز همکاری می کنم.

از مدیر وبلاگ هم به خاطر قبول همکاری من تشکر می کنم.

فكر ميكنين پسرا و دخترا چه جوری نيمرو درست ميكنن؟

دخترها:

۱- توی ماهيتابه روغن ميريزن
۲- اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
۳- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
۴- چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن

پسرها:

۱- توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
۲- توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
۳- ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
۴- توی ماهيتابه روغن ميريزن
۵- توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
۶- يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
۷- چند تا فحش ميدن
۸- دنبال كبريت ميگردن
۹- با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
۱۰- ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!)
۱۱- ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
۱۲- تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
۱۳- چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
۱۴- ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
۱۵- تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
۱۶- روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
۱۷- تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
۱۸- دنبال نمكدون ميگردن
۱۹- نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
20-
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
21-
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
22-
صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
23-
نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
24-
بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه
25-
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
26-
توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
27-
با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
28-
صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
29-
سريع برميگردن توی آشپزخونه
30-
تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
31-
ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
32-
دنبال ظرفهای مسی ميگردن
33-
قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
34-
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
35-
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
36-
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
37-
ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
38-
روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
39-
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
40-
نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
41-
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
42-
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
43-
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
44-
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
45-
نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

این مطلب رو چند مدت پیش از یکی از وبلاگ ها با اجازه ی نویسنده برداشتم. البته الان دیگه اون وبلاگ فعالیت نمیکنه .

براتون آرزوی موفقیت می کنم...بای

طنز

لطيفه

به تركه ميگن شما ناراحت نمي شين اينقدر در باره يه شما جك ميگن تركه ميكه نه بابا اينا برايه شما جكه برايه ما خاطره ست

 

تركه تو قرعه كشي بانك شركت ميكنه شش ماه زندان براش بيرون مياد    

 

بازرس اومده بود از مدرسه بازديد كنه. يكي از بچه ها رو صدا كرد و گفت: يك سوال مي پرسم تا سطح علمي تو رو بدونم.بگو ببينم كي درِ قلعه ي خيبر رو شكست؟ دانش آموز ميزنهزير گريهو ميگه:آقا به خدا كار ما نيست.بازرس عصباني ميشه و ميره پيش معلم و موضوع رو تعريف ميكنه.معلمه ميگه:من فكر نكنم كار اون باشه آخه اون بچه ي خوبي.بازرس كه كلافه شده بود ميره پيشه مدير و ههمه چي رو تعريف ميكنه.مدير هم ميگه:اشكالي نداره شما بگيد چقدر خرج داره خودم ميدم.

 

يه لر براي كار به كشور سنگاپور ميره وقتي واردميشه تو شهر چشمش به ساختمونهاي بلند ميافته ميگه هو هو لر هم لراي سنگاپور ببين اجرها را تا كجا پرت كردن

 

يك روز يك تركه با يه قابلمه آهني مي ره در خونه يك لره در مي زنه .لره مياد دم دروتركه بهش مي گه ما برق خونمون رفته اگه ممكنه يك كم برق به ما بدين. لره به تركه مي گه شما تركا چرا اينقدر خريد. تركه مي گه چرا. مي گه خوب بابا توي اين ظرف آهني كه برق مي گيرت برو يك پلاستيك بيار

 

تركه گوشش سرخ ميشه ازش ميپرسن چي شده؟

ميگه چش خورده.

ميگن چي؟

ميگه چش خورده,چش.بابا چش شلوار رو ميگم!!!!!!!!!

 

يك روز به يك تركه ميگن معجزه كن ميگه (ق)

 

يه روز يه تركه داشته ميرفته...بعد يه كم كه دقيق ميشه ميبينه داشته ميومده....

 

ترکه مسجد ميسازه براي تبليغات روي تابلوي دم در مسجد مينويسه نماز صبح يه رکعت بدون وضو

 

 

 

فرق و شباهت

فرق بلال و خيار چيست؟ بلال در فيلم «محمد رسول الله» بازي كرده ولي خيار در اون فيلم بازي نكرده!

شباهت بلال و خيار چيست؟ هيچكدامشان در «تايتانيك» بازي نكردند!

چرا روي آدرس اينترنت به جاي يك دبيليو، سه تا دبيليو مي‌گذارند؟ چون كار از محكم‌كاري عيب نمي‌كنه!

چرا مار نمي‌تواند به مسافرت برود؟ چون دست ندارد كه براي خداحافظي تكان دهد!

براي قطع جريان برق چه بايد كرد؟ بايد قبض آن را پرداخت نكرد!

آخرين دنداني كه در دهان ديده مي‌شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعي!

چطور مي‌شود چهارنفر زير يك چتر به‌ايستند و خيس نشوند؟ وقتي هوا آفتابي باشد اين كار را انجام دهند!

اگر سر پرگار گيج برود چه مي‌كشد؟ بيضي!

اگر كسي قلبش ايستاده بود چه مي‌كنيد؟ برايش صندلي مي‌گذاريم!

چرا لك‌لك موقع خواب يك پايش را بالا مي‌گيرد؟ چون اگر هر دو را بگيرد، مي‌افتد!

بهترين وقت براي چيدن ميوه باغ چه وقتي است؟ وقتي است كه سگ در باغ نيست و باغبان هم براي كاري رفته بيرون!

اگر خواستيد خواب از سرتان نپرد چه مي‌كنيد؟ سرتان را در قفس كرده و مي‌خوابيد!

چرا قبل از اينكه لقمه به دهان برسد، دهان باز مي‌شود؟ چون درست نيست چنين ميهمان عزيزي پشت در بماند!

چرا دود از دودكش بالا مي‌رود؟ چون ظاهرا چاره ديگري ندارد!

اگر در مترو نه جاي نشستن بود و نه جاي ايستادن، چه مي‌كنيد؟ دراز مي‌كشيد!

فرق يخمك و آتروپات چيست؟ يخمك خوشمزه‌تر است!

چرا دو دوتا مي‌شود پنج تا؟ چون علم پيشرفت كرده!

 

 

 

 

انواع ضد حال

ضدحال يعني وقتي يه قرار لطيف تو اينترنت داري connect نشي!

ضدحال يعني وقتي منتظر فيلم مورد علاقت هستي برق بره!

ضدحال يعني بعد از کلي مصيبت که بابات برات موبايل ثبت نام کرده همه سيمکارتا بياد جز مال تو!

ضد حال يعني تو وبلاگ دانلود ، موزيک دانلود کني رو 99درصد دي سي بشي !!

ضدحال يعني gf-تو بيرون با يه پسر ديگه ببينن!

ضدحال يعني يه جلسه سر کلاس نري فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب کنه!

ضدحال يعني با شکم گرسنه بري تو صف ژتون تموم کرده باشن!

ضدحال يعني يه هفته قبل از اينکه جشن تولد بگيري خاله مامانت فوت کنه!

ضدحال يعني قبض تلفن بياد ....... تومن!

ضدحال يعني بعد از کلي مخ زدن تو اينترنت همينکه بياي به نتيجه برسي اشتراکت تموم بشه !

ضدحال يعني با75/9 افتادن!

ضد حال يعني يه مانتو خوشگل بخري همون روز اول گير کنه به صندلي پاره بشه!

ضدحال يعني صبح ساعت 7 بري سر کلاس استاد نياد!

ضدحال يعني داداش کوچيکت 2شاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پريز برق!

ضدحال يعني history پاک نکني همه ايميلاتو داداشه فضولت بخونه!

ضدحال يعني پژو RD!

ضدحال يعني فيلم ژاپني!

ضدحال يعني id caller داشتن!

ضدحال يعني عشق يه طرفه!

ضدحال يعني گل خوردن دقيقه 90!

ضدحال يعني صبح روزي که با دوستات ميخواي بري کوه بارون بياد!

ضدحال يعني از سرويس دانشگاه جا موندن!

ضدحال يعني با ماشين بابا جريمه شدن!

ضدحال يعني سلام کني جوابتو ندن!

ضدحال يعني عينکت سر جلسه امتحان بيفته زمين بشکنه!

ضد حال يعني سر جلسه امتحان خدکارت تموم بشه!

ضدحال يعني با gf-ات بري کافيشاپ دخترخالتو ببيني!

ضدحال يعني تاکسي سوار شي وسط راه بنزين تموم کنه!

ضدحال يعني دفترچه تلفنتو گم کني!

ضد حال يعني اونيکه خيلي دوستش داري رو نتوني ببيني

 

 

 

 

تفاوت درس خواندن دخترها وپسرها!  

دخترها:

بعضي از اونا واقاً مي خونند وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند ولي نمي خونند بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ،توي دوست پسراشون تو اينكه چه جوري اذيتش كنند و پدرشو در بيارند، تو باقاليا توي .............

يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند.

 

 

و اما پسر ها:

يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه . يه كم كه درس  خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون  تموم ميشه حال ندارند برند  بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون.

همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مياد) بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم كهخونده بودند يادشون ميره به همين سادگي.

 

 

 

افتخار برای زن و مرد بودن

18 دليل براي

افتخار كردن آقايان

1- هميشه از نام خانوادگي شما استفاده مي شود.

2- مدت زمان مكالمه تلفني شما حداكثر 30 ثانيه است.

3- براي يك مسافرت يك هفته اي تنها يك ساك كوچك دستي نياز داريد.

4- درب تمام شيشه هاي مربا و ترشي را خودتان باز مي كنيد.

5- دوستان شما توجهي به كاهش يا افزايش وزن شما ندارند.

6- جنسيت شما در موقع مصاحبه استخدام مطرح نيست.

7- لازم نيست كيفي پر از لوازم بي استفاده را همه جا به دنبالتان بكشيد.

8- ظرف مدت 10 دقيقه مي توانيد حمام كنيد و براي رفتن به مهماني آماده شويد.

9- همكارانتان نمي توانند اشك شما را دربياورند.

10- اگر در 34 سالگي هنوز مجرديد، احدي به شما ايراد نمي گيرد.

11- رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبيعي است.

12- با يك دسته گل مي توانيد بسياري از مشكلات احتمالي را حل كنيد.

13- وقتي مهمان به خانه شما مي آيد لازم نيست اتاق را مرتب كنيد.

14- بدون هديه مي توانيد به ديدن تمام اقوام و دوستانتان برويد.

15- مي توانيد آرزوي هر پست و مقامي را داشته باشيد.

16- حداقل بيست راه براي باز كردن در هر بطري نوشابه داخلي يا خارجي بلد هستيد.

17- ضرورتي ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشيد.

18- و بالاخره روزي يك پيرمرد موفق خواهيد شد.

 

28 دليل براي

افتخار كردن خانم ها

1- نام هر گل زيبايي در طبيعت است را روي شما مي گذارند.

2- هنگامي كه رنگ پريده يا بيمار هستيد با كمي وسايل آرايش مي توانيد خود را زيباتر كنيد و هيچ كس هم از شما ايراد نمي گيرد.

3- تمام شاعران ايران زمين در وصف گل روي شما هزاران شعر گفته و خط و خال و چشم و ابروي شما را ستوده اند.

4- مجبور نيستيد سر كار برويد و پول يك ماه كار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبيا بخريد.

5- به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت كه لازم بود گريه مي كنيد و غم و غصه هايتان را در دل جمع نمي كنيد تا سكته كنيد.

6- عمرتان بسيار طولاني است.

7- آنقدر حرف براي گفتن داريد كه هرگز كم نمي آوريد.

8- هميشه يك عالمه دوست و رفيق ناب داريد و كمتر گرفتار رفيق ناباب مي شويد.

9- هرگز در حمام خود را گربه شور نمي كنيد.

10- بزرگ شده ايد و كمتر براي طرفداري از تيم قرمز و آبي يا اين حزب و آن حزب جلز و ولز كرده و كركري مي خوانيد.

11- ريش و سبيل نداريد كه موقع آب خوردن قبل از خودتان سبيلتان آب بنوشد.

12- عشق و هنر ابداع شماست.

13- هميشه جوان تر از سنتان هستيد و هيچ كس نمي داند شما چند ساله ايد.

14- از سن 9 سالگي به بلوغ عقلي و جسمي مي رسيد و حالا حالاها بايد بدوند تا به پاي شما برسند!

15- بهشت زير پاي شماست.

16- اگر موهايتان مرتب نبود يا وقت براي مرتب كردنشان نداشتيد، با سر كردن يك روسري قضيه حل است.

17- هميشه در كيفتان آينه داريد.

18- هميشه تميز و نظيف و خوشبو هستيد.

19- به وزنتان اهميت مي دهيد و شكمتان جلوتر از خودتان وارد اتاق نمي شود.

20- هميشه مقداري پول براي روز مبادا داريد كه جز خودتان هيچ كس از جاي آن خبر ندارد.

21- مجبور نيستيد از اين خانه به آن خانه برويد و خواستگاري كنيد، مثل خانمها در خانه مي نشينيد تا ديگران با كلي منت و خواهش و التماس و گل و هديه!!! از شما اجازه حضور بگيرند.

22- مي توانيد موهايتان را بلند يا كوتاه كنيد و هر نوع لباسي كه دوست داريد بپوشيد و هر نوع كفشي را بپسنديد به پا كنيد از اسپرت تا پاشنه سه سانتي و بالاتر.

23- مجبور نيستيد بارهاي سنگين را جابه جا كنيد يا تن به مشاغل سخت و پايين بدهيد چراكه شما يك خانم هستيد!

24- حق تقدم با شماست.

25- مرد از دامن شما به معراج مي رود.

26- هرگز از فرط خشم نعره نمي كشيد و از فرط حسادت كبود نشده و خون راه نمي اندازيد.

27- نيم بيشتر صندلي هاي دانشگاه ها را شما تصاحب كرده ايد.

28- ضعيف كش نيستيد و دق و دلي رئيس اداره تان را در خانه خالي نمي كنيد.

 

 

 

 

 

 

بدون عنوان

 تفاوت ها

 بر آن شديم تا اين بار اگه خدا قبول كنه يكسري از تفاوت هاي آقايان و خانم ها كه بركسي پوشيده نيست را بپاشيم بيرون و از فيوضات خودمان سايرين را هم ذي حساب كنيم. همين!

آينده:

يك زن تا زماني كه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد تا زماني كه ازدواج نكرده هرگز نگران آينده نخواهد بود.

موفقيت:

يك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه همسرش خرج مي كند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است كه بتواند چنين مردي را پيدا كند.

ازدواج:

يك زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج مي كند، ولي تغيير نمي كند. يك مرد به اين اميد با همسرش ازدواج مي كند كه تغيير نكند، ولي تغيير مي كند.

فيلم كمدي:

فرض كنيد چند زن و مرد در اتاقي نشسته اند و ناگهان سريال نقطه چين شروع مي شود. مردها فوراً هيجان زده شده و شروع به خنده و همهمه مي كنند و حتي ممكن است اداي بامشاد را نيز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكايت منتظر تمام شدنش مي شوند.

دست خط:

مردها زياد به دكوراسيون دست خطشان اهميت نمي دهند. آنها از روش «خرچنگ غورباقه» استفاده مي كنند. زنان از قلم هاي خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به «ي» ها و «ن» ها قوس زيبايي مي دهند. خواندن متني كه توسط يك زن نوشته شده، رنجي شاهانه است. حتي وقتي مي خواهد تركتان كند، در انتهاي يادداشت يك شكلك در انتهاي آن مي كشد!

خواروبار:

يك زن ليستي از جنس هاي مورد نيازش را تهيه نموده و براي خريدن آنها به فروشگاه مي رود. يك مرد آنقدر صبر مي كند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيب زميني ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خريد مي رود. او هر چيزي را كه خوب بنظر برسد مي خرد.

بيرون رفتن:

وقتي مردي مي گويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني براي بيرون رفتن حاضر است. وقتي زني مي گويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني 4 ساعت بعد آماده خواهد بود.

گربه:

زنان عاشق گربه هستند. مردان مي گويند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بيرون پرتاب مي كنند.

آينه:

مردها خودبين و مغرور هستند، آنها خودشان را در آينه چك مي كنند، زنان بامزه اند، آنها تصوير خود را درهر سطح صيقلي بازديد مي كنند. آينه، قاشق، پنجره هاي فروشگاه و ...!

آدرس يابي:

وقتي يك زن درحال رانندگي احساس مي كند كه راه را گم كرده، كنار يك فروشگاه توقف كرده و از كسي كه وارد است آدرس صحيح را مي پرسد. مردان اين را به نشانه ضعف مي دانند. آنها هرگز براي پرسيدن آدرس نمي ايستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان مي چرخند و چيزهايي شبيه اين مي گويند: «فكر كنم يه راه بهتر پيدا كردم»، و «ميدونم كه بايد همين نزديكي باشه، اون مغازه طلا فروشي رو ميشناسم

پذيرش اشتباه:

زنان بعضي اوقات قبول مي كنند كه اشتباه كردند. آخرين مردي كه اشتباهش را پذيرفته 25 قرن پيش از دنيا رفته است.

فرزند:

يك زن همه چيز را در مورد فرزندش مي داند: قرارهاي دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزديك و صميمي، غذاهاي مورد علاقه، اسرار، آرزوها و روياها. يك مرد بطور سربسته و مبهم فقط مي داند برخي افراد كم سن و سال هم در خانه زندگي مي كنند.

لباس شيك پوشيدن:

يك زن براي رفتن به خريد، آب دادن به گل هاي باغچه، بيرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستي لباس شيك مي پوشد. يك مرد فقط هنگام رفتن به عروسي و يا مراسم ترحيم لباس رسمي برتن مي كند.

اسباب بازي:

دختران كوچك عاشق عروسك بازي هستند و وقتي به سن 11 يا 12 سالگي مي رسند علاقه شان را از دست مي دهند. مردان هيچگاه از فكر اسباب بازي رها نمي شوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازي هايشان نيز گران قيمت تر و پيچيده تر مي شوند. نمونه هايي از اسباب بازيهاي مردان: تلويزيون هاي مينياتوري و كوچك، تلفن هاي اتومبيل، اكولايزرهاي گرافيكي، آدم آهني هاي كنترلي، گيم هاي ويدئويي، هرچيزي كه روشن و خاموش شده، سروصدا كند و حداقل براي كاركردن به شش باتري نياز داشته باشد.

گل و گياه:

يك زن از شوهرش مي خواهد وقتي مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب مي دهد. زن پنج روز بعد به خانه اي پر از گلها و گياهان پژمرده برمي گردد. كسي نمي داند چرا اين اتفاق افتاده است.

اسامي مستعار:

اگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زد. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را گودزيلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد.

صورتحساب :

وقتي صورتحساب را مي آورند، با اينكه كلا 15 هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روي ميز مي گذارند. وقتي دختران صورتحساب را دريافت مي كنند، ماشين حساب هاي جيبي خود را بيرون مي آورند.

پول:

يك مرد 2000 تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد نيازش مي پردازد. يك زن 1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد.

بگومگوها:

حرف آخر را در جروبحث ها زنان مي زنند. هرچيزي كه يك مرد بعد از آن بگويد، شروع يك بگومگوي ديگر خواهد بود.

 

 وصيت نامه

 از آنجا كه عمر دست خداست و نميدونيم كي ميميري ،،،، براي همين گفتم از آنجا كه بعد از مرگم خانواده ام دست و پاشون رو گم نكنند(از خوشحالي) يه وصيت نامه و دستخطي از خودمون به جا بذاريم تا ياد ما هميشه زنده باشد و هر كي اين وصيت نامه رو بخونه در قبال انجام دادن تك تك موارد وصيتنامه مسئول خواهد بود .

 

قبر مرا نيم متر كمتر عميق كنيد تا پنجاه سانت به خدا نزديكتر باشم.

بعد از مرگم، انگشتهاي مرا به رايگان در اختيار اداره انگشتنگاري قرار دهيد.

به پزشك قانوني بگوييد روح مرا كالبدشكافي كند، من به آن مشكوكم!

ورثه حق دارند با طلبكاران من كتككاري كنند.

عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب يا گاز از داخل گور اينجانب اكيدا ممنوع است.

بر قبر من پنجره بگذاريد تا هنگام دلتنگي، گورستان را تماشا كنم.

كارت شناسايي مرا لاي كفنم بگذاريد، شايد آنجا هم نياز باشد!

مواظب باشيد به تابوت من آگهي تبليغاتي نچسبانند.

روي تابوت و كفن من بنويسيد: اين عاقبت كسي است كه زگهواره تا گور دانش بجست.

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنيد!

كساني كه زير تابوت مرا ميگيرند، بايد هم قد باشند.

شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبكاران ندهيد.

گواهينامه رانندگيم را به يك آدم مستحق بدهيد، ثواب دارد.

در مجلس ختم من گاز اشكآور پخش كنيد تا همه به گريه بيفتند.

از اينكه نميتوانم در مجلس ختم خودم حضوريابم قبلا پوزش ميطلبم.

به مرده شوي بگوييد مرا با چوبك بشويد چون به صابون و پودر حساسيت دارم.

چون تمام آرزوهايم را به گور ميبرم، سعي كنيد قبر مرا بزرگ بسازيد كه جاي جسدم باشد.

در سطر اول كاغذ فوتم بنويسيد بازگشت ما همه به سوي اوست حتي شما دوست عزيز .

يك كم چرت و پرت

سلام

سلامي كه گرماي آن از مهياگاز و كيفيت سينجرگاز و نوع آوري نيك كالا با ضمانت 5 ساله اميدوارم صميمانه بوسه مرا پذيرا باشي و آنرا با چسب دوقلوي 5 دقيقه اي جلاسنج به لبانت بچسباني. امشب با تمام غمهايم كنار مهيا گاز نشسته ام و با خودكار بل اين نامه را مي نويسم زيرا اين نام نيك است كه مي ماند، هنگامي كه از من جدا شدي و آن نگاه سرد را از من گذراندي اين فقط ضد يخ كاسپين بود كه پيكر يخ زده ام را آب كرد و اين بيمه آسيا و ايران بود كه آسايشم را فراهم كرد، همانطوركه نياز امروز پشتوانه فردا است بايد اعتراف كنم

جهت ديدن باقي مطالب بر روي ادامه مطالب كليك كنيد

ادامه نوشته

چند تا جك

روز يه مرده ميره دكتر مي گه من هر شب مسابقه فوتبال خرها را تو خواب ميبينم دكتر يه سري قرص براش مينويسه ميگه از امشب بخور.مرده ميگه نميشه از فردا شب بخورم دكتره ميگه برا چي؟ مرده ميگه آخه امشب فينالشونه...

 

يه روز يه تركه اي داشته پياده ميرفته كارواش بهش مي گن چرا پياده ميري ميگه آخه اين دوقدم را را كسي با ماشين ميره؟

 

تركه زنگ ميزنه اداره هواشناسي ميگه آقا دستتون درد نكنه امروز هوا خيلي خوب بود.

 

بازرس اومده بود از مدرسه بازديد كنه. يكي از بچه ها رو صدا كرد و گفت: يك سوال مي پرسم تا سطح علمي تو رو بدونم.بگو ببينم كي درِ قلعه ي خيبر رو شكست؟ دانش آموز ميزنه زير گريه و ميگه:آقا به خدا كار ما نيست.بازرس عصباني ميشه و ميره پيش معلم و موضوع رو تعريف ميكنه.معلمه ميگه:من فكر نكنم كار اون باشه آخه اون بچه ي خوبي.بازرس كه كلافه شده بود ميره پيشه مدير و همه چي رو تعريف ميكنه.مدير هم ميگه:اشكالي نداره شما بگيد چقدر خرج داره خودم ميدم.

 

دو تا جوجه از كوچيكي با هم قرار ميزارن وقتي بزرگ شدن با هم عروسي كنند.بعد كه بزرگ شدند ميبنن هر دو تا شون خروسند.

چند تا جك

يه ترکه كافري يه جير جيرک گير مياره تا صبح بهش روغن ميزنه

 

خبرنگار از يه آباداني كافر ميپرسه ، جمعيت آبادان چقدر هست؟ آباداني در جواب ميپرسه با حومه يا بدون حومه؟ خبرنگار ميگه با حومه آباداني ميگه با حومه ميشه هفتاد ميليون

 

طرف ماشينش تو برف گير ميكنه زنجير نداشته سينه مي زنه

 

 از يک خروسه مي پرسن نظرت درباره آدما چيه؟

ميگه: خيلي بي فرهنگن

بهش ميگن : چرا؟

ميگه : واسه اينکه ناموس آدمو لخت ميکنن مي گذارن تو فريزر

 

يه مزاح

يکي از دو ستان که دانشجوي دامپزشکي  هستند مي گفت: يه روز استادمون مي خواست به ما ياد بده که دم حيوون رو چه جوري بايد جراحي کرد خلاصه يه خري رو  اوردن و بستنش به زمين استاد داروي بي حسي رو ريخت تو سرنگ يه هو صداش کردن که تلفن کارت داره استاد رفت و ما هم محتويات سرنگ رو ريختيم دور و به جاش اب پر کرديم استاد اومد و کلي افه و کلاس گذاشت و امپول که اب خالي بود رو به خره تزريق کرد بعدش هم گفت حالا ديگه بي  حس شده و مشغول بريدن دم خره شد و خلاصه خره جفتک چارکشي راه انداخت که نگو ...

نميدونم از كدوم وبلاگ گرفتم صاحابش ما رو ببخشه

چند تا جك

از يه تركه كافري كه قهرمان شنا بوده ميپرسن شما از كجا شروع كردين ميگه والا ما از زمينهاي خاكي

يه تركه كافري تو دست به اب نشسته بود  يهو عارق ميزنه ميگه ددم واي بر عكس نشستم

به يه تركه كافري ميگن تو شهرتون آثار باستاني دارين ميگه نه ولي دارن ميسازن

يه تركه كافري ميره بهشت زير پاي مادرا له ميشه

به يه تركه كافري ميگن چرا ادم نميشي؟ ميگه من حوصله اين قرتي بازاريها رو ندارم

 

يه مطلب

يكي از مراسمهاي مذهبي بود و من رفته بودم مسجد محل يه آقاي روحاني اومده بود براي سخنراني يه مدت صحبت كرد و بعدش براي اينكه يه مقدار فضا رو عوض كنه اومد مزاحي كردو خاطره اي رو از امام رحمه الله تعريف كرد البته اونموقع اون بنده خدا منبع خاطره رو گفت ولي الان من يادم نيست ولي در صحت وجودي اين خاطره هيچ شكي ندارم  و اون بنده خدا تعريف كرد كه:

بيت امام (فرزنداش)معمولا اگه جك و لظيفه اي ميشنيدند براي امام تعريف ميكردند و امام هم ميگفت كه اگه ميخواهيد جك بگيد چون اسم ميبريد مثل اين كه ميگيم يه تركه يه لره يا يه رشتيه چون اينها مسلمان هستند و تعريف كردن اين جك باعث ميشه غيبت كنيم به همين دليل براي جلوگيري از غيبت كردن بگيم يه ترك كافر بود يا يه رشتيه كافر بود يا يه لره كافر بود گذشت تا يه روز نوه امام بدو بدو اومد پيش آقا و برگشت گفت آقاجان آقاجان يه جك جديد شنيدم تعريف كنم حضرت امام هم گفت بگو نوه امام هم  مثلا اومد هم جك تعريف كرده باشه و هم غيبت نكرده باشه و هم جكش در مورد يه شيخي بود برگشت گفت يه شيخ كافري بوددددددددددد

بله خودتون بقيش رو بگيريد البته من از گفتن اين مطلب اين رو خواستم بگم كه ما هم اگه يه موقعي جكي چيزي توي وبلاگمون نوشتيم براي اينكه خداي نكرده توهيني به قوم و قبيله و شخصي نشه از همين  راه كار استفاده ميكنيم .

نظر يادتون نره يا علي مدد

احمد زاده